خدایا هرچی به این مرد میگم درد منو نپیچون آخرش دو روز زایمانم طول میکشه باااز تا میگم درد دارم میبینم ده نفر همزمان بهم زنگ میزنن این میاد منو میبره اون میاد میگه شب بریم خونه ما بخواب، حالا من فقط یه ذره درد دارم. نکن مرد نکن وایWaall
باهم تو قیافهایم، نه اون پیش قدم میشه واسه آشتی نه من، البته که مقصر اونه و اون باید بیاد منت کشی
ولی خیلی پرروعه
متنفرم از اینکه وقتی قهریم با لهجه غلیظ مشهدی صحبت میکنه باهام
هرچی من دوست دارم هیچی رو به هیچکس نگم، اون سعی میکنه به بقیه بگه تا کمکش کنن
میدونم نگرانه، ولی من اصلا دلم نمیخواد کسی بفهمه به من چی میگذره
بدم میاد
امروز قرار بود برم نامه سزارینمو بگیرم، راهمم دور بود. هوا هم گرررررم
آشنا داشتم پیش دکتره که بهم نامه بده خودشم وقت گرفته بود.
رفتیم با مامانم، منشی گفت اصن دکتر روزای فرد نیس :) اسممو گفتم گفت واسه چهارشنبه ساعت ۱ وقت ثبت شده برات :)) هلک و هلک دوباره با مامانم برگشتیم. ۴۰۰ تومن پول اسنپم رفت...
یه بنده خدایی تو گهواره نوشته بود یه هزینهای رو برام واریز کنید فردا بهتون پس میدم منم رگ مهربونیم زد بالا، براش زدم زد بلاکم کرد -2-31- -2-31- نامرد اون پساندازم بودددد -2-31-
به خواهرزادم، به قند میگه نَق، به نمک میگه کَمَن، به عروسی میگه عَسی -2-37-=}
هر موقع میرم خونه مامانم چون موقع برگشتن اذیت میکنه منم ببر با خودت میگم میخوام برم آمپول بزنم، تا میرسم خونه مامانم میگه آدددده اومَتی؟ آپو دَدی اومَتی؟UTP2f