سرمای عجیبی که تمام استخوانهایم را مورد هجوم قرار داده بود، دستم را معلق و ثابت در فاصلهی کمی از انگشتانش نگه داشت و نگاهم را مبهم و بهتزده در چشمانِ متعجب و شبگون روبهرویم قفل کرد.
- چت شد یهو؟ چرا قیافت رو اینجوری میکنی؟
بیاختیار سرم را تکان دادم و یک قدم از او فاصله گرفتم تا تجربهی...
با توجه به انجام امورات فنی جهت راه اندازی قالب جدید سایت اصلی ، امکان افت سرعت و قطعی ارتباط در برخی مواقع تا پایان شب متصور می باشد.از شکیبایی شما متشکریم