دلنوشته شاکله

  1. ی

    در حال تایپ دلنوشته نیمکت به نام یک نگران| یمنا

    یک چیزی بگویم! روزگار شبیه گذشته‌ی درختی صد ساله است! تو نمی‌دانی چه شده و چه گذشته. فقط می‌توانی راجع به آن بشنوی؛ اغراق هایی که می‌کنند، سختی‌هایی که درباره‌اش می‌گویند، نشده‌ها و ای کاش‌ها را افسوس گویی، آثار غم را روی زبریِ تنه‌اش حس کنی، سبز ماندنش را که نشانه‌ی حضور خوشی‌هایی در حیاتش...
  2. S

    پایان‌نقدوبررسی دلنوشته شاکله | karp کاربر انجمن کافه نویسندگان

    ???دلنوشته ??? ?نقد کلی دلنوشته:این دلنوشته به نقاب های مختلف رفتار انسانی در قالب تراژدی و با استفاده از درهم آمیختن وبازی با کلمات به زیبایی پرداخته شده بود و هر کدام از پارت ها مطابق با نام دلنوشته نقابی از رفتار انسانی را نشان میداد از به کار گیری آرایه ها در درجه مطلوبی قرار داشت ژانر...
  3. Kallinu

    دلنوشته شاکله | karp کاربر انجمن کافه نویسندگان

عقب
بالا پایین