به کافه نویسندگان خوش آمدید

با خواندن و نوشتن رشد کنید و به آینده متفاوتی فکر کنید.در کوچه پس کوچه‌های هفت شهر نوشتن با ما باشید

جزئیات نور عصر شهریور

  1. والـــہ

    [ جزئیات نورِ عصر شهریور ]

    فکر می کردم در این ظهر تابستانی همان تاپ سفیدت را که مثل تکه ای ابر می نشیند بر نیم تنه ی آفتاب بر تن کرده باشی اما تو باز هم غافلگیرم کرده ای با این ساتن نازک قرمز و چند تشبیه دست اول را روی دستم گذاشته ای من را به شب عید می بری به ماهی سرخ سه دمی که در تنگی بلور می رقصد به عصر ولنتاین وشاخه...
بالا