سردی تیزی را روی گلویم حس می کنم و
گلویم می سوزد چون پدرم مثل کوه پشتم است
گلویم می سوزد چون عاشق شدم ...
گلویم می سوزد چون طفلی بی گناه بودم ...
گلویم می سوزد چون خواستم از جهنم فرار کنم...
گلویم می سوزد چون نگذاشتند به وصال عشق درآیم...
گلویم می سوزد چون مادرم نبود سنگم را بر سینه زند...
گلویم...