[دلتنگی]

آناشید

نویسنده رسمی ادبیات
نویسنده رسمی ادبیات
مدیر بازنشسته
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,349
پسندها
پسندها
7,138
امتیازها
امتیازها
338
سکه
825
شب ها که دلتنگت میشوم
از این شانه به آن شانه
فقط غَلت میزنم...
مثلِ یک ماهىِ جدا شده از دریا
باید ببینى جان دادنم را...
علی قاضی نظام
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بیهوده
انتظاری بود
از قاصدک؛
خبری نیامد...
اکنون دل‌بسته‌ام
به پرندگان مهاجر،
آنان که
غمِ فراق می‌دانند.
شاید
سالی بگذرد
و بیایند،
نشانی از تو بیاورند.
.
 
-دلتنگی میدانی چیست!؟
+دلتنگی آن است که جسمت نتواند جایی برود...
که جانت به آنجا میرود! :)​
 
خودم که هیچ
دلم هیچ
روزگارم هیچ
بیا که حال غزل های من پریشان است.. :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
گاهی در ذهنم آنقدر واقعیـت داری کـه دستهـایم هـوایت را در آغـوش می‌گـیرد ...
 
عقب
بالا پایین