بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
باتشکر از نقد پذیری شما نویسنده عزیز.
لازم به ذکر است که:
✔ پس از نقد، روی دلنوشته شما نظارت خواهر شد و در صورت عدم توجه به حرفها و راهنماییهای منتقد، با درخواستهای نقد بعدی شما، موافقت نخواهد شد!
✔ نقدها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبیست؛ و از بابت صحت نقد و راهنماییِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
✔ نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید. چرا که تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسندههاست.
✔ از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
?نقد کلی دلنوشته:
دلنوشته با محور عاشقانهای همراه بود و دلنگار برای شخصی این نوشتار را قلم میزد که دلباختهی محبتش شده بود.
متنهای دلنوشته کاملا با ژانر، موضوع اثر و نام آن مطابقت داشتند و هیچ پا*رتی خارج از مبحث اصلی نگاشته نشده.
دلنگار در حسآمیزی و توصیفات به درستی عمل کرده است و به خوبی حس درونیاش را به خوانندگان منتقل میکند.
برخی جملهها آنقدر زیبا بودند که خواننده را به چندینبار مطالعهی آنان وا میداشتند.
دلنویس متون عاشقانه و زیبایی را قلم زده بود ولیکن در رعایت علائم نگارشی ضعیف عمل کرده است.
?نقد نام:
نام دلنوشته "مجذوب وداد" بود که به معنای "علاقهمند و شیدای عشق" است.
این عنوان با پستهای اثر همخوانی و هماهنگی خوبی داشت و به دور از کلیشه بود.
"مجذوب وداد" نامی مناسب برای این دلنوشته است و خواننده در همان نگاه اول متوجه عاشقانه بودن محتوا میشود.
?نقد مقدمه:
مقدمه مختصر و زیبا بود و با موضوع و محتوای دلنوشته همخوانی داشت و مطابق ژانر و سبک اثر بود.
در ابتدای تفسیر مقدمه میبایست ذکر کنم که بهتر است تا دلنگار واژهی "مقدمه" را در پست آغازین جایگزین "خلاصه" کند.
دلنگار در آغاز به قلب لطیف خود که با نگاه کردن به معشوقش در مهر اندر دلش که همانند تالاب بود غوطهور شد و بعد ذهنش به لم*س کردن عشقش پرداخت، اشاره کرد که جملهبندی و حسآمیزی اش مطلوب بود؛ ولیکن استفاده کردن دلنویس از "،" در پایان آن جمله زیاد شایسته و درست نبود و بهتر است که "و" را جایگزین آن کند.
مثال:
[ فواد نحیفم با نگریستن تو در تالاب عاشقی مستغرق شد، ذهنم به سودن تو پرداخت❌]
[ فواد نحیفم با نگریستن تو در تالاب عاشقی مستغرق شد و ذهنم به سودن تو پرداخت✅]
در جملهی بعدی هم میخوانیم که دلنگار دلیل لبخندش را که چشمان مشکی و تیرهی معشوقش بود ذکر میکند که در این قسمت هم بهتر است بهجای "،" از "و" استفاده شود.
سپس نویسنده میگوید که "تعیش تو مرا حی خود فرا خواند"
لغت "حی" که در اینجاست سه معنی میدهد (۱- انسان، ۲- زنده، ۳-قبیله) که منظور نویسنده یکی از آنان است؛ در کل شاید به معنای " خوش زیستن تو من را قبیلهی خودش فرا خواند " یا "زندگی کردن تو من را هم به زندگی کردن تشویق کرد" باشد.
در آخر مقدمه دلنگار خود را مجذوب عشق معرفی میکند و به شخص مورد نظرش میگوید که شاد و خرسند باشد که کاملا این قسمت با ژانر و محتوا هماهنگ بود و مشکلی نداشت.
?نقد جلد:
جلد دلنوشته با تصویر گلها و بافت متن نارنجی بود که اصلا با متون اثر مطابقت نداشت و هماهنگ نبود.
بهتر است که در طراحی جلد این دلنوشته چون عاشقانه است از رنگهایی مانند قرمز که نماد عشق آتشين و یا سبز که بیانگر عشق پاک است و... استفاده شود و طراح از تصاویری که نماد عشق و علاقهاند در طراحی بهکار گیرد.
?نقد از نظر ساختمان نوشته:
فضای نوشتهها عاشقانه بود و دلنگار موضوع اصلی را در همهی پارتها رعایت کرده بود و ساختمان نوشتهها مشکلی نداشت.
?نقد از نظر آرایه:
آرایههایی چون تکرار، مراعات نظیر و... در متنها وجود داشت و تعدادشان هم به اندازه بود.
دلنگار از آرایههای زیاد و متنوعی استفاده کرده بود که باعث جذابیت دلنوشته شده است.
?نقد از نظر نگارشی:
دلنوشته از نظر نگارشی تنها در رعایت علائم نگارشی ضعیف عمل کرده که با اندکی وقت گذاشتن و ویرایش آنان، جذابیت دلنوشته دو چندان خواهد شد و مشکلی نخواهد داشت.
جملههای عاطفی باید با "!" نگاشته شوند:
مثال:
[تو اشباع تمام عطشم هستی.❌]
[تو اشباع تمام عطشم هستی!✅]
در برخی قسمت ها مکث کردن و استفاده از "،" شایسته نیست:
مثال:
[همانند هوازا در هر ثانیه به وجودت، محتاجم.❌]
[همانند هوازا در هر ثانیه به وجودت محتاجم.✅]