☂|× فکر کنید یک نفر در نیویورک سر پیچ خیابان ایستاده و یک اعلان دستش گرفته که روی آن نوشته: «کار در برابر غذا»
?|× جالب است؟ نه خیلی. چون در نیویورک چنین صحنههایی زیاد هست. برای همین یک لحظه هم نمیایستیم تا او را نگاه کنیم.
♻️|× حالا اگر یک نفر را ببینیم که با لباس نیمهرسمی ایستاده و روی اعلانی که در دست دارد نوشته: «غذا در برابر رقص با ضرب دست و پا»، به نظرم این آدم کمی جالبتر است.
⭐️|× اگر مقوای زردی دستش باشد که رویش نوشته: «نوشتن رمان در برابر غذا» چه؟ خوب حتی خود من هم ممکن است یک ساندویچ برایش بخرم و ببینم او چه مینویسد.
?|× نکتهای که میخواهم بگویم این است که طرح داستانی قوی، شخصیت اصلی جالبی دارد.
?|× شخصیت اصلی باید بسیار گیرا باشد؛ کسی که ما تا آخر رمان اتفاقهایی را که برایش رخ میدهند با شور و شوق دنبال کنیم.
?|× برگردیم به مثال خودمان دربارهی آدمی که در نیویورک در مقابل غذا کاری انجام میدهد.
?|× اگر این آدم اعلانش را زمین بیندازد و یکدفعه با چتر نجاتی شروع کند به بالا رفتن از ساختمان صد و دو طبقهی امپایر استیت، چه وضعی پیش میآید؟
== در این حالت، اشتیاق ما به او یکدفعه زیاد میشود. چرا؟
== چون این شخصیت هدفی دارد؛ یک خواسته یا تمایل.
?|× هدف شخصیت، نیروی محرکه (driving force) داستان است. نیرویی تولید میکند که شخصیت را پیش میراند و نمیگذارد او عاطل و باطل یک جا بنشیند.
?|× هدف شخصیت ممکن است یکی از این دو شکل باشد: یا شخصیت میخواهد به چیزی برسد یا از چیزی فرار کند.
?|× مثال:
==> رمان «دختری که عاشق تام گوردون بود» اثر استیون کینگ، دربارهی دختری است که در جنگل گم شده و با همهی وجودش دلش میخواهد دوباره به دنیای متمدن برگردد.
==> در رمان «آروارهها» اثر پیتر بنچلی، کلانتر برادی در تعقیب کوسهی خطرناکی است که در ساحل جزیرهی تفریحی، گردشگران را میکشد.
==> در رمان «رُز مَدر» اثر استیون کینگ، رز میخواهد از دست شوهر روانیاش فرار کند.
==> در رمان «شرکت» اثر جان گریشام، وکیل میچ مکدیثر میخواهد از دست مافیا فرار کند.
?|× در طرحهای قوی، شخصیت یک هدف بزرگ و غالب دارد. این هدف بزرگ، سوال داستان را به وجود میآورد: «آیا شخصیت به هدفش میرسد؟»
?|× هدف شخصیت اصلی باید برای سلامتی و رفاه او ضروری باشد تا خواننده نگران این سوال یا هدف شود. اگر شخصیت نتواند به چیزی برسد یا از آن فرار کند، ضربهی وحشتناکی به زندگیاش وارد میشود و وضعش بسیار بدتر خواهد شد.
?|× اگر هدف شخصیت زنده ماندن باشد طرح داستان قوی میشود. به علاوه سایهی مرگ میتواند بالای سر بقیهی شخصیتها باشد مثلا در رمان «سکوت برهها» اثر تامس هاریس، هدف کلاریس استارلینگ این است که جلوی بوفالو بیل را، قبل از اینکه زن دیگری را بکشد، بگیرد.
☔️|× حالا شخصیت ما تا نصفههای ساختمان امپایر استیت بالا رفته است. تا اینجا میدانیم او شخصیت جالبی است، چون هدفی دارد. با کمی حدس و گمان میتوانیم بفهمیم چرا این کار برای سلامتی و ایمنی این شخصیت لازم است.
?|× آیا میتوانیم کار دیگری انجام بدهیم تا گیرایی این شخصیت را بیشتر کنیم؟
?|× بله. پلیس نیویورک سعی میکند جلوی او را بگیرد و نقشه میکشد که در طبقهی 65 او را دستگیر کنند. از این بدتر اینکه تکتیراندازی در خیابان پنجم منهتن کمین کرده و با اسلحهی دوربیندار او را نشان گرفته است.
?|× حال همهچیز جذابتر شده است. دلیل این جذابیت، رویارویی است.
?|× مخالفان شخصیت و نیروهای مقابل او داستان را کاملا جاندار میکنند. اگر شخصیت بدون مانعی سر راهش به سمت هدفش پیش برود، نویسنده خواننده را از خواستهی قلبیاش یعنی نگرانی محروم کرده است.
?|× خواننده دوست دارد دربارهی شخصیت اصلی نگران و در طول رمان از نظر حسی و عاطفی کاملا با مسائل او درگیر شود.
?|× یک بار از نویسندهی مطالب ورزشی پرسیدم چرا ورزش بوکس اینهمه طرفدار دارد؟ او مشتی به کف دستش زد و در حالی که دستش را مثل گونی سیبزمینی ول میکرد پایین، گفت: «پوف!»
?|× بعد توضیح داد که مردم برای ضربه نهایی (ناک اوت) مسابقهی بوکس را تماشا میکنند. آنها تابع نظر داورند، اما در نهایت دوست دارند ببینند که یکی از بوکسورها دراز به دراز کف تشک افتاده است. آنها از نتیجهی مساوی متنفرند.
?|× خوانندگان آثار عامهپسند هم دوست دارند در آخر رمان شاهد ضربه نهایی باشند. پایانبندی قوی میتواند خواننده را راضی کند، حتی اگر بقیهی رمان تا حدودی ضعیف باشد.
?|× و پایانبندی ضعیف خواننده را از کتاب مایوس و سرخورده میکند حتی اگر رمان تا قبل از این لحظه، قوی و محکم باشد.
☄|× بنابراین، بگذارید شخصیت اصلی به سیر خود تا هدف ادامه بدهد و بعد نیروی مخالف را محکم به کف تشک بکوبید.
⛽️|× پرواز انسانی ما یا پیروزمندانه اوج میگیرد یا به طرزی فاجعهبار سقوط میکند. یا این انسان (مثل رمان پرواز بر فراز آشیانه فاخته) از پنجره بیرون میخزد که استعارهای از یک زندگی جدید است. بنابراین ما طیف گستردهای از پایانبندیها را داریم.