نام کتاب: قیام ماه
«اِلارا در یونانی به معنی الهه زیبایی و نامِ یکی از قمرهای مشتریست. ماه در اینجا نمادی از قیامِ زنیست که چون ماه زیباست!
قیامِ ماه؛ رستاخیزِ اِلا!»
ژانر: تاریخی، عاشقانه
خلاصه:
در اعماق شهری پر از خون و دود، آواز پرنسسی جوان سکوت شب را میشکند.
لارا، دختر ولیعهد کشته شده؛ زخمی و سرکش، در تاریکترین مخفیگاه شهر پنهان میشود.
غرور، آتش درون و ارادهای که نمیمیرد، او را زنده نگه داشته و هر نفسش بانگ ظهور زنیست که جهان را با حضور خود تکان خواهد داد.
بیآنکه بداند، قلبش در مسیری قدم میگذارد که عشق را به خطرناکترین سلاح سرنوشتش بدل خواهد کرد!
مقدمه:
مه خاموش بر مدیترانه میلغزد،
زنجیرهای سکوت در هوا موج میزنند.
نغمهای در سایهها شناور است،
نغمهای که هم عشق است، هم آتش، هم راز.
ماه بر دیوارهای سنگی لبخند میزند،
و هر نگاه، قصهای از سرکشی و شور را نجوا میکند.
دستها، هرچند در بند، در درونشان پر از نور است،
و قلبها، با هر تپش، قیام یک زن را زمزمه میکنند.
اینجا، در تاریکترین شبها،
روزی فرا میرسد که خاموشی فروخواهد ریخت،
و زنی، لطیف اما بیباک، با شعلهای که نمیمیرد،
جهان را از نو خواهد ساخت…
پینوشت:
اتفاقات و شخصیتهای این داستان هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد! نامها، همه ساخته تخیلند و هرگونه شباهت به واقعیت، کاملا
تصادفی است.
«اِلارا در یونانی به معنی الهه زیبایی و نامِ یکی از قمرهای مشتریست. ماه در اینجا نمادی از قیامِ زنیست که چون ماه زیباست!
قیامِ ماه؛ رستاخیزِ اِلا!»
ژانر: تاریخی، عاشقانه
خلاصه:
در اعماق شهری پر از خون و دود، آواز پرنسسی جوان سکوت شب را میشکند.
لارا، دختر ولیعهد کشته شده؛ زخمی و سرکش، در تاریکترین مخفیگاه شهر پنهان میشود.
غرور، آتش درون و ارادهای که نمیمیرد، او را زنده نگه داشته و هر نفسش بانگ ظهور زنیست که جهان را با حضور خود تکان خواهد داد.
بیآنکه بداند، قلبش در مسیری قدم میگذارد که عشق را به خطرناکترین سلاح سرنوشتش بدل خواهد کرد!
مقدمه:
مه خاموش بر مدیترانه میلغزد،
زنجیرهای سکوت در هوا موج میزنند.
نغمهای در سایهها شناور است،
نغمهای که هم عشق است، هم آتش، هم راز.
ماه بر دیوارهای سنگی لبخند میزند،
و هر نگاه، قصهای از سرکشی و شور را نجوا میکند.
دستها، هرچند در بند، در درونشان پر از نور است،
و قلبها، با هر تپش، قیام یک زن را زمزمه میکنند.
اینجا، در تاریکترین شبها،
روزی فرا میرسد که خاموشی فروخواهد ریخت،
و زنی، لطیف اما بیباک، با شعلهای که نمیمیرد،
جهان را از نو خواهد ساخت…
پینوشت:
اتفاقات و شخصیتهای این داستان هیچ سنخیتی با واقعیت ندارد! نامها، همه ساخته تخیلند و هرگونه شباهت به واقعیت، کاملا
تصادفی است.