نظارت همراه ترجمه رمان کابوس زیبا| ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

serena

مدیر تالار نظارت+ مترجم آزمایشی+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
968
پسندها
پسندها
5,756
امتیازها
امتیازها
348
سکه
3,306

نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز 3 پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید.
مترجم: @آسِمان؛آسِمان؛ عضو تأیید شده است.
ناظر: @melorin

 
مترجم عزیز بعد از قراردادن هر پارت از ترجمه‌تون لطفا اینجا اعلام فرمایید.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
پارت اول:
نیواورلئان در دهه ۸۰ - هفت سالگی ✗
بهتر:
نیواورلئان، دههٔ ۸۰ — هفت سالگی
دینگ-دانگ، صدای من را میشنوی؟ ✗
نیم‌فاصله و لحن:
دینگ‌دانگ، صدایم را می‌شنوی؟
دینگ-دانگ، میتوانی من را ببینی؟ ✗
دینگ‌دانگ، می‌توانی مرا ببینی؟
میتوانی از لبه برقصی؟ ✗
می‌توانی از لبه برقصی؟
روی پشت بام خانه دو طبقه‌مان ایستاده‌ام؛ ✗
بهتر:
روی پشت‌بام خانهٔ دوطبقه‌مان ایستاده‌ام؛
و چشمانم با لذت به لباس خواب کرم رنگی که در هوا موج می‌زند نگاه می‌کنند. ✗
چشم نگاه می‌کند نه می‌کنند.
و چشمانم با لذت به لباس خواب کرم‌رنگی که در هوا موج می‌زند نگاه می‌کند.
(یا طبیعی‌تر: چشم دوخته‌ام به لباس خواب کرم‌رنگی که در هوا موج می‌زند.)
هوای تازه وارد بینی‌ام می‌شود ✗
(درست است ولی طبیعی‌تر:)
هوای تازه در بینی‌ام می‌پیچد.
بنابراین، اینجا جایی‌ست که مادر برای پوسیدن می‌ماند. ✗
بهتر و طبیعی‌تر:
بنابراین اینجا همان جایی است که مادر می‌ماند تا بپوسد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: FOROZESH
پارت دوم:
سفیدی چشم‌هایش به داخل حدقه افتاده و تنها ردی سیاه از آن به جا مانده است. ✗
«سفیدی به داخل حدقه افتاده» طبیعی نیست.
در ابتدا نمی‌توانید آن‌ها را ببینید؛ ✗
زاویه دید عوض شده (از اول‌شخص به دوم‌شخص).
بهتر:
در ابتدا نمی‌توانم آن‌ها را ببینم؛
پروانه‌های زیبا شروع به احاطه کردن او می‌کنند. ✗
از لحاظ تناسب جملات تغییر بدید.
پیشنهادی:
پروانه‌های زیبا شروع می‌کنند به احاطه کردنش.
یا طبیعی‌تر:
پروانه‌های زیبا دورش حلقه می‌زنند.
ممکن است ساعت‌ها به تنهایی حواسم با آن تصویر پرت شود. ✗
ساختار مصنوعی است.
ممکن است ساعت‌ها محو تماشای آن تصویر بمانم.
موهای پرپشت و کلاغی مادر چیزی جز تارهای نازک نیست ✗
زمان افعال ناسازگار.
موهای پرپشت و کلاغی مادر حالا چیزی جز تارهای نازک نیست.
و لباس خواب کرم رنگش به دلیل خوردن ابریشم توسط بیدها، کدر شده است. ✗
«خوردن ابریشم توسط بیدها» سنگین است.
و لباس خواب کرم‌رنگش، که بیدها ابریشمش را جویده‌اند، کدر شده است.
از آنجایی که دیگر نمی‌توانی آن آمپول‌هایی را که افکارم را سرکوب می‌کردند به من بزنی، بالاخره آزاد شده‌ام. ✓
(کمی طولانی است ولی درست است)
به جای تلاش برای درک ناشناخته‌ها، ترس خود را سرکوب کردی. من. ✗
ساختار ناقص است.
احتمالاً منظور:
به جای تلاش برای درک ناشناخته‌ها، ترست را به من تزریق کردی.
و در گوی خشمی بالای سر مادر جمع می‌شوند. ✗
تصویر خوب است اما کمی نامأنوس.
و در گوی خشمگینی بالای سر مادر جمع می‌شوند.
 
عقب
بالا پایین