دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات Majnun ]

img_e2ff00d8_1780086925.jpg
 
img_a526bf00_1780086945.jpg
img_1e450a6f_1780086955.jpg
img_53708046_1780086961.jpg
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
بعدا میگن چرا اعتماد به نفس نداری
img_5479ce09_1780088237.jpg
 
آخرین ویرایش:
یه چیز جالب یادم اومد.
یه بار من و مامانم بیرون بودیم. دیدیم یه گربه کوچولوووو زیر درخته بچه ها هم دورش جمع شدن.
به هم دیگه می‌گفتن ای کاش پول داشتیم برای این پیشی شیر میخریدیم.
بعد مامانم براش شیر خرید. انقددد کوچولووو بوددد!!
۲۰ سانت اینا شاید!
جوجووو. پیشییی گوگولییی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
عقب
بالا پایین