پایان‌نقدوبررسی فیلمنامه تصمیم نهایی| منتقد: Taraneh-

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mansi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Mansi

مدیر تالار نقد + جادوگر سپید
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد
منتقد ادبی
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
722
پسندها
پسندها
2,912
امتیازها
امتیازها
233
سکه
2,708
با سلام و عرض خسته نباشید.
نویسنده‌ی عزیز @D A N ID A N I عضو تأیید شده است. اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی رمان‌ و داستان‌نویسی نقد گردیده است.
منتقد اثر شما: @-Taraneh
لینک اثر:

فیلمنامه تصمیم نهایی

● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!

● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا شما نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.

● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بی‌توجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.

نکته‌ی مهم:
از شما نویسنده‌ی گرامی تقاضا می‌شود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائه‌شده برایتان مفید و راه‌گشا بوده؟ با کدام بخش‌ها هم‌داستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیه‌ای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بی‌تردید بیانش کنید.
بازخورد شما نه‌تنها به غنای فرآیند نقد کمک می‌کند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.

با توجه به این‌که نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگ‌دهی و سطح‌بندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید.

تاپیک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات تالار نقد


به امید موفقیت روز افزون شما
|مدیریت تالار نقد|
 
عنوان
«تصمیم نهایی»
عنوان بدی نیست، اما کلیشه‌ای و بسیار عمومی است. مشکل اینجاست که اگر اسم فیلمنامه را برداری و روی ده‌ها داستان دیگر بگذاری، باز هم جواب می‌دهد؛ عنوان باید هویت اثر را حمل کند.

مقدمه
خلاصه داستان قول یک اتفاق بزرگ و شوکه‌کننده را می‌دهد: «سه روز مانده به جشنواره اتفاقی رخ می‌دهد که باعث وحشت همه می‌شود.» اما چیزی که در داستان اتفاق می‌افتد، فقط مخالفت خانواده با حضور دنیا در تئاتر است. این اتفاق برای شخصیت‌ها مشکل‌ساز هست، اما وحشت نیست؛ خلاصه و داستان با هم هماهنگ نیستند.

ژانر
ژانر را تراژدی اجتماعی نوشته‌اند. اجتماعی؟ بله. تراژدی؟ نه، اصلاً تراژدی نیست! در تراژدی معمولاً شخصیت بهای سنگینی می‌دهد، شکست می‌خورد، چیزی را از دست می‌دهد یا پایان تلخی دارد. در اینجا دنیا به جشنواره می‌رسد، جایزه می‌گیرد و برادرش نرم می‌شود؛ پایان خوش است. این بیشتر یک درام اجتماعی نوجوانانه است تا تراژدی.

شروع فیلمنامه
شروع، بزرگ‌ترین ضعف فیلمنامه است. نویسنده تقریباً سه سکانس کامل صرف این می‌کند که: دنیا ناراحته، بعد دوباره چرا ناراحته، بعد دوباره کسی نمی‌دونه چرا ناراحته، بعد دوباره رزا هم نمی‌دونه! این، اطلاعات جدید تولید نمی‌کند. شروع باید قلاب داشته باشد؛ مثلاً اگر همان سکانس دهم (حمله برادر) زودتر اتفاق می‌افتاد، مخاطب سریع‌تر درگیر می‌شد. در وضعیت فعلی، شروع کش‌دار و کند است.

میانه و پیرنگ فیلمنامه
اینجا مشکل اصلی اثر دیده می‌شود. درام بر پایه یک سؤال بنا شده: «آیا دنیا می‌تواند در جشنواره شرکت کند یا نه؟» اما پاسخ خیلی زود مشخص می‌شود؛ همه می‌دانیم در نهایت شرکت می‌کند. هیچ پیچش داستانی وجود ندارد، هیچ مانع جدیدی وجود ندارد و هیچ غافلگیری‌ای نیست.

الگوی داستان این است: دنیا مشکل دارد، بچه‌ها ناراحت می‌شوند، می‌روند صحبت می‌کنند، موفق نمی‌شوند، دوباره ناراحت می‌شوند، دنیا می‌آید... تمام پیرنگ بسیار خطی و قابل پیش‌بینی است.

شخصیت‌پردازی
این بخش ضربه بزرگی به اثر زده؛ تقریباً تمام شخصیت‌ها شبیه هم هستند. اگر اسم‌ها را حذف کنیم، تشخیص نمی‌دهیم کدام دیالوگ متعلق به آتنا، نسیم، تبسم و ملینا است. همه یک‌جور حرف می‌زنند، همه یک‌جور فکر می‌کنند و همه یک‌جور واکنش نشان می‌دهند؛ فقط اسمشان فرق دارد. در واقع فیلمنامه یک شخصیت اصلی دارد (دنیا) و یک شخصیت فرعی (رزا)؛ بقیه تقریباً سیاهی‌لشکرِ دیالوگ‌دار هستند.

دیالوگ‌ها
رک بگویم، بزرگ‌ترین ضعف فیلمنامه همین‌جاست. بخش زیادی از دیالوگ‌ها مصنوعی‌اند؛ مثلاً: «تا کی می‌خوای آرزوهات جلوی چشمات بمیرن؟»، «به من و آرزوهام احترام بگذارید» یا «من ازتون نمی‌خوام به دیدن جشنواره من بیاین». این‌ها بیشتر شبیه متن‌های انگیزشی اینستاگرامی هستند تا حرف آدم‌های واقعی.
مشکل دیگر این است که شخصیت‌ها مدام چیزی را توضیح می‌دهند که مخاطب خودش می‌بیند؛ به این می‌گویند «دیالوگ توضیحی» که یکی از ضعف‌های رایج فیلمنامه‌های مبتدی است.

قابلیت اجرای فیلمنامه
قابل اجرا هست؛ لوکیشن‌ها کم‌اند:
پارک
مترو
خانه دنیا
خانه رزا
کافی‌شاپ
سالن جشنواره
از این نظر مناسب تولید دانش‌آموزی یا جشنواره‌های کوچک است، اما چند مشکل دارد: جمعیت مترو، سالن جشنواره، مراسم اهدای جایزه و تئاترِ داخل تئاتر. اجرای این‌ها برای یک گروه کم‌بودجه سخت می‌شود.

اصول نگارشی
اینجا وضعیت واقعاً ضعیف است و غلط‌های فراوان دیده می‌شود:
نمیبینم ← نمی‌بینم
میخواد ← می‌خواهد
نمیدونم ← نمی‌دانم
دیویدن ← دویدن
نگرنشم ← نگرانشم
حق حق ← هق هق
... و ده‌ها مورد دیگر.

همچنین علائم نگارشی نامنظم‌اند، برخی جملات ناقص‌اند و توصیف صحنه‌ها گاهی مبهم است. قالب استاندارد فیلمنامه‌نویسی رعایت نشده و به نظر می‌رسد متن، تقریباً بدون ویراستاری نهایی ارسال شده است.

بزرگ‌ترین مشکل فیلمنامه
فیلمنامه ادعا می‌کند درباره مبارزه برای آرزوها است، اما هیچ مبارزه واقعی رخ نمی‌دهد؛ دنیا تقریباً منفعل است. همه تلاش‌ها را رزا، دوستان و مادر انجام می‌دهند؛ خود دنیا بیشتر گریه می‌کند، می‌ترسد، قایم می‌شود و منتظر می‌ماند. در حالی که قهرمان باید موتور محرک داستان باشد.

سخن آخر منتقد
اگر بخواهم خیلی صریح بگویم، این فیلمنامه بیشتر شبیه نمایشنامه‌ای دانش‌آموزی با پیام اجتماعی خوب است تا یک فیلمنامه قوی.

نقاط قوتش:
موضوع قابل همدلی
پیام احترام به آرزوهای دختران
فضای دوستانه گروه تئاتر

نقاط ضعفش:
شروع کند
شخصیت‌پردازی ضعیف
دیالوگ‌های شعاری
فقدان تعلیق
پیرنگ قابل پیش‌بینی
اشتباهات فراوان نگارشی
پایان بیش از حد آسان و خوش‌بینانه

ایده ارزش کار کردن دارد، اما متن فعلی هنوز چند مرحله بازنویسی جدی لازم دارد تا به یک فیلمنامه حرفه‌ای نزدیک شود.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین