سلام سلام ...🕊🍃
این بار به سراغ یک سینمایی از دل آتش و خاکستر میریم
جایی که مدال فقط به افتخار بدل نمیشود
جایی که پای جانتان وسط است ...
جنگ جهانی دوم
سینمایی به قدرت ( سه تیغ هکسا )
یا سه تیغ اره ای ،یا جهنمی
...🍃
....
سهتیغ هکسا حاصل همنشینیِ نبوغِ کارگردانی است
که خود سالها
در آتشِ سینما سوخته و دوباره زاده شده اند
در راس این پروژه
مل گیبسون
کارگردانِ حماسهای چون شجاع دل قرار دارد
گیبسون که سالها
پس از جنجالها به حاشیه رانده شده بود ..
با این فیلم تبرئهای سینمایی رقم زد
تبرئهای که در آن به جای بخشش از تماشاگر
با نگاهِ بیچونوچرایِ خود
به خشونت و ایمان آنان را به چالش میکشد
در کنار او فیلمنامهنویسانی چون اندرو نایت و رابرت شنکان ایستادهاند
تا روایتی انسانی از دلِ جهنمِ اوکیناوا خلق کنند ...
روایتی که نه بر کشتن، که بر نجات دادن استوار است.
.... شروعی از جنس خانواده ..🕊
سینمایی با میدانِ جنگ شروع نمیشود؛
با خانه شروع میشود.
دزموند داسِ کودک
درگیرِ نزاعی برادرانه میشود و در یک لحظه
آجرِ سنگینی بر سرِ برادرش فرود میآورد
او در مقابلِ تصویرِ مسیح به ذاتِ خشونتِ خود پی میبرد و عهد میبندد که هرگز دست به اسلحه نبرد... این شروعِ یک فیلم جنگی نیست
این زخمِ کهنهای است که سالها بعد در دلِ نبردی خونین التیام مییابد...
گیبسون با این پیشدرآمدِ آرام،
نشان میدهد که جنگِ حقیقی،
پیش از آنکه در میدانِ نبرد رخ دهد،
در درونِ انسان شکل میگیرد.
.... ایمانی که تقدیر را بازنویسی کرد🕊
برخلافِ فیلمهای جنگیِ معمولی
تهدید در اینجا نه دشمنِ خارجی
که باورهایِ درونیِ قهرمانِ ماست.
دزموند داس، به عنوانِ یک مخالفِ وجدانیِ جنگ پا به ارتش میگذارد،
اما در اردوگاه، بیش از گلولههایِ دشمن
از سویِ همرزمانش آماجِ تحقیر و طرد قرار میگیرد... جذابیتِ سهتیغ هکسا در این نیست که قهرمانِ ما چند نفر را میکشد
در این است که چگونه ۷۵ نفر را بدونِ شلیکِ یک گلوله، از کامِ مرگ میرهاند...
فیلم، با الهام از سیرتِ واقعیِ یک قدیسِ مدرن،
نشان میدهد که در دلِ جهنمِ جنگ،
ایمان میتواند به نیرویی مهیبتر از هر سلاحی بدل شود...
.... بازیگرانی که به اسطوره بدل میشوند🕊
در مرکز این حماسه اندرو گارفیلد
در نقشِ دزموند داس چنان درخشان ظاهر میشود
که گویی خودِ داس بار دیگر
بر پرده سینما جان گرفته است.
گارفیلد
که پیشتر با نقشِ اسپایدرمن به شهرت رسیده بود .
اینبار در قامتِ سربازی آرام و شکناپذیر
چنان فرو میرود
که وجهِ انسانیِ قهرمان را بر وجهِ ابرقهرمانیاش ترجیح میدهد.
در کنار او وینس وان در نقشِ گروهبانِ خشن اما دلسوز
و هوگو ویوینگ در نقشِ پدری جنگزده و الکلی
هرکدام لایههایِ عاطفیِ عمیقی به این داستان میبخشند.
بازیِ این بازیگران مکمل، چنان است که تماشاگر را با خود به دلِ اردوگاه و سپس به کامِ آتش میبرند.
🎵 ....موسیقی در دل اتش
روپرت گرگسون-ویلیامز، آهنگسازِ فیلم، که در ماههایِ پایانیِ تولید جایگزینِ آهنگسازِ اولیه شد وظیفهای دشوار بر عهده داشت
خلقِ ملودیای که همزمان با خشونتِ بیرحمانه ی صحنههایِ جنگ و با آرامشِ عرفانیِ قهرمانِ داستان همخوانی داشته باشد
موسیقیِ او نه تنها پسزمینهای برای خشونت نیست، که خود، بخشی از روایت است
نغمههایی که در اوجِ نبرد
ناگهان به سکوتِ دعا میگرایند
و به تماشاگر فرصتی برای نفسکشیدن در این جهنمِ آهنین میدهند.
.... افتخاراتی از جنس بهترین ها🕊
سهتیغ هکسا با بودجهای ۴۰ میلیون دلاری
موفق به فروش بیش از ۱۸۰ میلیون دلار در سراسر جهان شد
و به یکی از پرفروشترین فیلمهای جنگیِ سال تبدیل گشت.
این فیلم در جوایزِ اسکار، نامزدِ بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد و در جوایزِ آکادمیِ فیلمِ استرالیا
موفق به کسبِ ۹ جایزهیِ بزرگ از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی گردید.
اما این افتخارات، هرگز سنگینیِ پیامِ فیلم را تحتالشعاع قرار ندادند:
(( این که قهرمانِ واقعی، کسی نیست که دشمن را بکشد، بلکه کسی است که همرزمانِ خود را نجات دهد))
.... نقدی بر تناقضِ خشونت و ایمان🕊
با وجودِ تمامِ شکوهِ بصری و بازیهای خارقالعاده نمیتوان از این نکته گذشت که سهتیغ هکسا گاه چنان در به تصویر کشیدنِ خشونتِ بیرحمانه ی جنگ غرق میشود
که مرز میانِ ستایشِ ایمان و لذتِ بصری از خونریزی را محو میکند.
برخی منتقدان، گیبسون را به تجلیل از خشونت متهم کردهاند
آنهم در فیلمی که قهرمانِ آنونمادِ صلح است
این تناقضِ عمیق اگرچه به لحاظِ بصری تاثیرگذار است،
گاه درونمایه ی اصلی را به حاشیه میراند و فیلم را به جایِ آنکه به تاملی فلسفی بدل شود به تماشایی نفسگیر از خون و آتش تبدیل میکند.
... واپسین نما 🕊
سهتیغ هکسا در ظاهر، یک فیلمِ جنگیِ ضدجنگ است،
اما در باطن، پرسشی است از معنایِ شجاعت در دنیایی که خشونت را تنها راهِ بقا میداند
دزموند داس، نه برایِ کشتنِ دشمن،
که برایِ حفظِ ایمانِ خود میجنگد.
و در نهایت، وقتی او پس از نجاتِ ۷۵ نفر،
بر رویِ برانکارد از صخرهیِ هکسا پایین کشیده میشود تصویرِ او در میانِ نگاهِ حیرتزده ی همرزمانش،
تو را به خود میلرزاند
نه از اندوهِ جنگ
از این که فهمیدهای
مدالِ افتخاری که به او داده میشود
نه پاداشِ قهرمانی که نشانهای است بر سنگینیِ باوری که تا پایِ جان بر آن ایستاد
و شاید همین پرسشِ بیپاسخ،
دقیقاً همان چیزی باشد که گیبسون میخواست
فیلمی که تو را با خود به جهنمِ جنگ میبرد
اما راهِ بازگشت را در آغوشِ ایمان به تو نشان میدهد.
💥حالا اگه تو جایِ دزموند داس بودی
در دلِ جنگی که همهچیز را به آتش کشیده
باز هم به (نکشتن) پایبند میماندی؟!
یا برایِ نجاتِ خودت و دیگران از اسلحه
استفاده میکردی؟!
مشخصات فنی فیلم
نام انگلیسی Hacksaw Ridge ( سه تیغ هکسا )
کارگردان مل گیبسون
فیلمنامهنویسان اندرو نایت، رابرت شنکان، رندل والاس
تهیهکنندگان بیل مکانیک، برایان الیور، و ...
بازیگران اصلی اندرو گارفیلد، وینس وان، سم ورثینگتون، هوگو ویوینگ
آهنگساز روپرت گرگسون-ویلیامز
مدت زمان ۱۳۹ دقیقه
کشور سازنده ایالات متحده آمریکا / استرالیا
سال انتشار ۲۰۱۶
هزینه ی تولید ۴۰ میلیون دلار
فروش گیشه بیش از ۱۸۰ میلیون دلار
۹ جایزه و نامزد ۲ اسکار
این فیلمبر اساس واقعیت ساخته شده ...
(دزموند داس) سرجوخه ایی که به عنوان بهیارِ
یک گروهان پیاده
در جنگ جهانی دوم خدمت کرد ...
او باور بر این بود که
انسان نباید انسان دیگری را بکشد
بر همین عقیده بود
که سربازان و فرماندهان او را مسخره میکردند
او در طول خدمت در دوران جنگ توانست جان ۷۵ سرباز را در میدان جنگ نجات دهد
بدونه هیچ اسلحه یی
بدون کشتن کسی
او حتی جون دشمن هم نجات میداد...🕊
و این همان چیزیست
که ایمان و انسانیت را فریاد میزند
مهم نیست از کدوم دین یا قشری
مهم اینه که انسانیت رو به جا بیاری
و این فقط از دست دزموند داس برمی اومد
💯امیداورم از این فیلم لذت برده باشین🍃🕊
آخرین ویرایش: