بهمنیها در شهریور ممکن است احساس کنند مردم هنوز به سطح لازم برای درک ذهنشان نرسیدهاند. آنها یک موضوع ساده را میگیرند، از پنج زاویه بررسی میکنند، به گذشته و آینده ارتباطش میدهند و در نهایت به نتیجهای میرسند که خودشان هم برای توضیحش انرژی ندارند. سپس ناراحت میشوند که چرا کسی متوجه منظورشان نمیشود! بهمنی عزیز، شاید مشکل این باشد که تو از نقطهی «الف» شروع کردی و مستقیم به «ژ» رسیدی، درحالیکه بقیه هنوز دنبال نقطهی «ب» میگردند. ✅ درجهی غم: فلسفی و احتمالاً بینکهکشانی ✅ راه درمان: توضیحدادن سادهتر افکار یا پیدا کردن یک آدم که بتواند سرعت ذهن شما را تحمل کند.
اسفند | غم همهچیز، حتی چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتادهاند
اسفندیها برای ناراحتشدن الزاماً به دلیل نیاز ندارند. یک آهنگ قدیمی کافی است. یک فیلم کافی است. دیدن یک گربهی تنها در خیابان کافی است. حتی یک جملهی معمولی هم ممکن است ناگهان تبدیل به موضوعی عمیق شود که تا سه ساعت ذهنشان را درگیر کند. اسفندیها ممکن است برای کسی ناراحت شوند که خودش هنوز نمیداند مشکل دارد! غم آنها شاعرانه، احساسی و گاهی کاملاً غیرمنتظره است. ممکن است وسط خنده ناگهان بگویند: «میدونی... زندگی خیلی عجیبه.» و همه بدانند که احتمالاً یک بحث عمیق فلسفی تا نیم ساعت آینده آغاز خواهد شد. شهریور برای اسفندیها توصیه میکند که همهی احساسات را جدی بگیرند، اما لطفاً هر آهنگ غمگینی را هم به عنوان نشانهای از فروپاشی جهان تفسیر نکنند. ✅ درجهی غم: ۹ از ۱۰، اما با قابلیت تبدیلشدن به شعر ✅ راه درمان: موسیقی، خواب، حرفزدن و احتمالاً یک نفر که فقط بگوید: «بیا بغلت کنم.»
شهریورماه احتمالاً به همهی ما ثابت میکند که غمگینبودن هم یک استعداد شخصی است! یکی برای چیزی که اتفاق افتاده ناراحت میشود، یکی برای چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد، یکی برای چیزی که هفت سال پیش اتفاق افتاده و یکی هم دقیقاً نمیداند برای چه ناراحت است، اما مطمئن است یک دلیل مهم وجود دارد! پس اگر این شهریور دیدید کسی به دیوار خیره شده، آهنگ غمگین گوش میدهد یا با جملهی «نه، من خوبم» به شما پاسخ میدهد، زیاد سؤال نپرسید.