● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!
● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.
● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بیتوجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.
نکتهی مهم: از شما نویسندهی گرامی تقاضامیشود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائهشده برایتان مفید و راهگشا بوده؟ با کدام بخشها همداستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیهای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بیتردید بیانش کنید.
بازخورد شما نهتنها به غنای فرآیند نقد کمک میکند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیینکننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.
با توجه به اینکه نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگدهی و سطحبندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید
عنوان: عنوانی ساده و دو واژهای که توضیح کوتاهی درمورد روند داستان به خواننده میدهد. با فضا و اتفاقات هماهنگ است و اندازهی مناسبی نیز دارد. ضربه و تلنگری به کنجکاوی مخاطب برای خواندن اثر نمیزند و مخاطب را به تأمل وادار نمیکند.
ژانر:
ژانر داستانک خانواده آفتاب فانتزی درج شده و با توجه به اتفاقات و روایاتی که در داستان به تصویر کشیده شده، انتخابی مناسب است و نیازی به تغییر نیست.
شروع:
داستانک با دیالوگی برای ابراز ناراحتی والدین از دور شدن لیوا شروع شد و با ماجراجوییهای لیوا ادامه پیدا کرد.
داستانک شروع مناسبی برای اطلاعات دادن به مخاطب داشت و مناسب ژانر فانتزی و دنیای آن بود. علاوهبر فضاسازی و توصیفات، کشمکشهای خوبی از جمله مکالمههای لیوا و لارا برای آغاز انتخاب شده بودند. با قلم خوب نویسنده در داستانکش اثری از توصیفات اضافه و اضافهگویی نبود.
کشمکش:
کشمکشهای داستانک نگاشته شده از مواجه شدن لیوا با لارا شروع و با مکالمههای لیوا با ماه، لیوا با ستاره و... ادامه یافت.
کشمکشهای بیرونی برای یک داستانک فانتزی مناسب بودند اما کم، کلیشهای و اوج چندانی نداشتند.
از کشمکشهای درونی در داستانک خبری نبود، جای کار زیادی روی این مورد هست.
شخصیت پردازی:
شخصیتپردازی داستانک به خوبی انجام شده بود، به گونهای که تکبعدی پیش نرفته.
هم به توصیفات ظاهری شخصیتها مثل
لیوا
باد با موهای پرنورش میرقصید و گیسوی بلند و آفتابیاش زیبایش چند برابر کرده.
قابل حدس و تصور است و در روند داستان احساساتی مثل اضطراب، کنجکاوی و غم پنهان و دلشکستگی به مخاطب منتقل شده.
توصیفاتی که به کار برده شده روی سیر داستانک تاثیر منفی نگذاشته و سرعت کاملا نرمال و عادی است و به پیشروی داستان کمک کرده است. اما نمیتوان از کم بودن توصیفات فضا در داستان چشمپوشی کرد. به عنوان یک داستانک فانتزی نیاز به توصیفات بیشتری بود. ولی اکثر توصیفات متعلق به شخصیتها است تا فضا.
دیالوگ:
دیالوگهای به کار برده شدهی خانواده آفتاب به کشمکش داستانک کمک کرده و با لحنی عامینانه پیش رفتهاند. اما ایراداتی در آنها از جمله دوگانگی لحن عامیانه و ادبی، مشکلات معنایی و جملهسازی و... دیده میشد. برای نمونه:
قلبم شکست و به سمت مادرت رفتم و از علاقم بهش گفتم ولی مادرت علاقهای به تاریکیم نداشت.
زاویه دید:
زاویۀ دید به طور کلی در تمام داستان به صورت دانای کل (سوم شخص) است؛ بهصورت کلی انتخاب این زاویه دید برای داستانک، دارای پتانسیل خوبی است.
خوشبختانه نویسنده از این امتیاز به درستی و نحو احسنت استفاده کرده و پرشی به اول شخص نداشته.
از حالتهای رفتاری شخصیتها به خوبی گفته شده اما همچنان حالتهای درونی جای کار دارند.
اصول نگارشی:
ایرادات پررنگ و پرتکرار این داستانک عدم رعایت اصول نگارشی بود. به طوری که ساختار شماری از جملات دارای مشکل بود و دیالوگهای اثر هم علائم نگارش مناسب را نداشتند.
نمونهای از ایرادها:
پایان:
پایان داستانک درواقع مرگ و از خودگذشتگی ماه برای لیوا بود که پایان مناسبی بود. اما روند سریعی داشت و میتوانست روایتی قویتری داشته باشد، به طوری که جملات حامل احساسات غم سنگینتری باشند.
سخن منتقد:
مریمجان، بابت نوشتن داستانک خانوادهی آفتاب به شما خسته نباشید و خدا قوت میگم. مواردی رو که به عنوان ضمیمه میخوام در آخر بگم این هست که روند داستانکت از لحاظ سرعت و پایانش خوب بود و به خوبی از روایات، تئوری و افسانهها در داستان استفاده کردی. یکسری قسمتها نشونهای از تایپ ماشینی هم دیده میشه. برای قشنگتر شدن اثرت، بهتر هست به نکاتی مثل رعایت ایرادات نگارش، تقویت توصیفات فضا و روایت مناسبتری از احساسات و... رو توجه بیشتری اختصاص بدی. موفق و مانا باشید.