{چه می‌کنید}: زوری؟!

اینکه چاقو بزارن زیر گلوی آدم طبیعی تره و امکانش بیشتره
تا این اتفاق?
بیفته هم میگم مشکلتون به من ربطی نداره منو قاطی نکنین
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
از ندونم کاری خیره میشم😳
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بسمه تعالی

سلام

توی این مجموعه موقعیت ها، هر چند مدت یه بار یه سری موقعیت عجیب بهتون میدم؛ نظر خودتون رو بگید. به نظرم خوش میگذره.
ضمن اینکه لطفا کسی تاپیک نزنه؛ حساب اینها از بقیه تاپیک های سرگرمی جداست.


◇ موقعیت اول ◇

تصور کنید توی یه کافه خلوت نشستید و رو به روتون یه زوج جوونی نشستن. یه دفعه می پرن به هم و شروع می کنن به داد و بیداد. یکیشون واسه خلاصی به شما اشاره می کنه و به طرفش میگه «من و ایشون مدت هاست باهم را*بطه داریم و قرار و مدار ازدواجمونم گذاشتیم و القصه که شما هم هرری»!
چه می کنید؟
بدون توجه بهشون از اونجا میزنم بیرون?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

دِلکَـــــش

کاربر ویژه
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
2,474
پسندها
پسندها
3,772
امتیازها
امتیازها
328
سکه
119
اصا منو ببینن جرئت نمیکنن از این کارا بکنن
باز هم اگه انجام دادن، انقدر تو پوزیشن بی توجه میمونم که خودشون پی به دروغ زشتشون میبرن
بازم اگه خیلی رو حرفش پافشاری کرد و طرفم داشت باور میکرد، با یه جمله فلسفی و دو تا نگاه عمیق محل رو ترک میکنم، نباید جایی که دارن به شخصیتت توهین میکنن بمونی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بسمه تعالی

سلام

توی این مجموعه موقعیت ها، هر چند مدت یه بار یه سری موقعیت عجیب بهتون میدم؛ نظر خودتون رو بگید. به نظرم خوش میگذره.
ضمن اینکه لطفا کسی تاپیک نزنه؛ حساب اینها از بقیه تاپیک های سرگرمی جداست.


◇ موقعیت اول ◇

تصور کنید توی یه کافه خلوت نشستید و رو به روتون یه زوج جوونی نشستن. یه دفعه می پرن به هم و شروع می کنن به داد و بیداد. یکیشون واسه خلاصی به شما اشاره می کنه و به طرفش میگه «من و ایشون مدت هاست باهم را*بطه داریم و قرار و مدار ازدواجمونم گذاشتیم و القصه که شما هم هرری»!
چه می کنید؟
گردن نمیگیرم
 
قشنگ اون نقشی رو که خواسته بازی میکنم و بعد









پولاشو بالا میکشم دودمانشو به باد میدم
یو هاهاها
 
به باریستا یا مدیر کافه اطلاع میدم.
 
عقب
بالا پایین