نا گفته ها

رفیق گر بی وفا باشد ولش کن به ظاهر گر طلا باشد ولش کن رفیقی که نداند قدر خوبی اگر فرزند شاه باشد ولش کن

...

از دست تو ای بخت هزاران گله دارم با دل خوشی و خنده لب فاصله دارم گویند که چون می گذرند هیچ غمی نیست عمری است که با می گذرد مسئله دارم ...

...

هر کسی را همدم غم ها و تنهایی مدان سایه همراه تو می اید ولی همراه نیست ... مولانا ...

...

ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم در این هیچ به جز هیچ دگر هیچ ندیدیم ...

...

حسین من ... می شود نیمه شبی گوشه بین الحرمین من فقط اشک بریزم تو تماشا بکنی ؟

...

گفتی که تو همه حال مرا میفهمی تلخی قصه هر فال مرا میفهمی بغض گیر کرده در اه مرا مفهمی خسته ام خسته تر از خسته مرا میفهمی ؟؟
Header Image
نویسنده
تنها تر از تنهایی
ساخته شده
ورودی ها
90
عقب
بالا پایین