اینم گفته بودن که تکرار کلمه طوبی زیاد بوده
چون تاکید بر سر همین اسم بود من زیاد تکرارش کردم
نمیدونم بعضیهاش رو حذف کنم بهتره؟
از نظر من ضعفی وجود نداره، و یه نوع خلع دارید، انگار بازتابهای فکری درهمی دارید. مثلا یعنی چی؟
ای طوبی من، که در باغ حق آشیان دارد
شاخههای زندگانیات را تا
بهشت بالا ببر!
صعود کن طوبی من، تا با هر فصل
از تو یاد کنم!
طوبی من
رنگ تو از آن آسمان بود
از آن فرشتهای دمیده از خدا
از شیرینی مربای آلبالو
از آن هر چه که از تو برای من
زندگی بخش باشد!
از آسمان میپرید به فرشته بعد مربای آلبالو
سه چیزی که به کل مستقل و به هم مربوط نیستن و باعث مصنوعی بودن بیشتر کار میشه.
و یه ایهام بزرگ در میانه، که هم میتونی متنت با استفاده ازش قشنگتر یا بلعکس بدتر کنی...طوبی هم درخت بهشی، و هم به عربی معنای پاکی و هم اسم دخترونهاس، اگه نمیخواید تکرار اسم طوبی پاک کنید پس در هر کجا با بال و پر دادن به یه صفتیش میتونید جایگزین براش خلق کنید..پرش زیاد باعث خستگی فکری و ذهنی میشه.
بیشتر مصراعها دارند خبر میدهند نه نشان. مثلاً برای من زندگیبخش باشد یک
نتیجهگیری ذهنی است؛ شعر به جای آن باید خواننده را به
دیدن/چشیدن/بوییدن برساند.
طوبی!
نه آن درختِ کاشتهشده در فردوس،
که آن درختِ ریشهبسته در سینهام؛
شاخههایت از دل برمیآیند،
و بهشت را از پایینِ ساقهات
بالا میروم.
رنگ تو از آن آسمانِ تازه است
که هنوز فرشتهای از آن نیفتاده،
و شیرینی تو از مربای دستِ مادربزرگ
که میدانست خدا،
آلبالو را برای همینها آفریده...دلیلی برای پرستیدنت!
همچین چیزی تقریبا، منظم و بدون جهش و تکرار و پرتاب! لپ کلام حفظ میشه و مبدا و مقصد فکری روشنه