همگانی باز آمد بوی ماه درس و امتحان

ما بهمون گفتن اگه توی یه سایت ثبت نام نکنیم و توی ایران دیجیتال مدرک نگیریمو 2 تا آزمون چرت که سوالای مثبت 18 داشت از مای 12 ساله میپرسیدو تا فردا انجام ندیم بهمون کتاب نمیدن
واااا؟
 
بنظرم بیشتر بازش نکن شاید ببندن این تایپک رو ما رو هم بندازن بیرون. ... هویار جان والا ما نیتمون پاک 🤣
 
img_005b7235_1789923969.png


نرمال ترین پسر تو مهم ترین امتحان زندگیش:
 
باز آمد بوی گند مدرسه
بوی گریه های راه مدرسه(نظر شخصی منه ها)
 
من کلاس اول بودم، مادر و پدرم اسمشون برای سفر زیارتی سوریه دراومد
من روز اول با خاله‌ام رفتم مدرسه و هی تو‌ صف صبحگاهی نگاه میکردم که یه وقت نره
بیشتر وقتا سرکلاس گریه میکردم و دلتنگ‌شون بودم.
یک هفته اینجوری بود که پدر و مادرم برگشتن با یه عروسک بزرگِ کوکی که تمام این غصه‌ها شست و بُرد. "}__-2
(هنوز اون عروسک رو دارم‌. خونه مامانم گذاشتم، جز زیرخاکی‌ها حساب میشه)
 
سال اول که تازه دانشگاه قبول شده بودم و میخواستم ثبت نام کنم یادمه خیلی سر و کله زدن با سایت و وارد کردن اطلاعات دردسر داشت.
تمام عکس و فایلایی که باید اپلود میکردی باید زیر ۳۰۰ کیلو بایت میبود.
معافیت تحصیلی باید میگرفتی از پلیس به اضافه ده. بعد میرفتی از مدرسه مدارک فارغ للتحصیلی میگرفتی و اپلود میکردی.
و من پدرم شخصیتن ادمیه که تو اینطور مواقع به شدت به ادم استرس میده. به قدرق که فکر میکنی وای الان جاتو میگیرن و دیگه راحت نمیدن.اگر دیر بجنبی.
بعد کلی بدبختی کشیدن تایید نهایی نمیشد ثبت اطلاعاتم. پاشدیم رفتیم دانشگاه دفتر مدیر اصلی و به واسطه اون مسئولینش پیگیر شدن و ایراد متوجه نشدن و رفتیم کافی نت و اونجام طرف بعد دو ساعت زدن اخر همینطور امتحانی درخواست خوابگاه رو نزد و اوکی شد و ما به دانشگاه گفتیم اینطوریه و وقتی برگشتیم خونه تازه اعلامیه داده بودن که تو ثبت نام درخواست خوابگاه رو نزنید چون اماده نیست قبول نمیکنه ارور میده.
سخت ترین دوران زندگیم بود و حجم استرسی که تحمل کردن غیر قابل بیان..

خبر بد اینه که اینجور مسائل قراره همیشه تو زندگی ادم بمونه و توی جامعه و سیستمی که انسان های امروزی زندگی میکنن هیچوقت نقطه به راحتی و اسایش رسیدنی وجود نداره و فقط شکل این استرسه که عوض میشه.
 
عقب
بالا پایین