همگانی باز آمد بوی ماه درس و امتحان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع PerS!aN
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ازدحام و شلوغی برام آزاردهنده ست..
روز اول مدرسه فکر کردم که سرویس پره و دیگه برای من جایی نیست. یادم نیست چیزی گفتم یا فقط سوار نشدم اما تمام مسیرو پیاده تا خونه اومدمMood
چرا کسی چک نکرد یه نفر کمه؟ چه آدم شجاعی بودمsmilies
 
من فکر کردم که گذروندی این دوران رو هعی بمیرم
وسطشم دقیقا
تقریبا بیست سالمه من
دقیقا و در اون لحظه حتی می‌تونی هزارتا کار دیگه بکنی Lagh
یه استاد دارم تو کلاس این هرکاری بکنی همون لحظه بحثو میبره سمت زشت بودن اونکار
مثلا اب بخوری میگه اب خوردن تو کلاس رفتار فلانیه و... یا گوشی چک کنی یا وقتی داره نظر می‌پرسه تو جزوه بنویسی
اتو کلاس این ردیف اخر نشستن سرش دعواست و واقاا نیازه
 
وسطشم دقیقا
تقریبا بیست سالمه من
موفق باشی و همچنین خسته نباشی جانم

یه استاد دارم تو کلاس این هرکاری بکنی همون لحظه بحثو میبره سمت زشت بودن اونکار
مثلا اب بخوری میگه اب خوردن تو کلاس رفتار فلانیه و... یا گوشی چک کنی یا وقتی داره نظر می‌پرسه تو جزوه بنویسی
اتو کلاس این ردیف اخر نشستن سرش دعواست و واقاا نیازه
وای این استادها اعصاب نمی‌ذارن -2-43-""
یه بار من د‌و جلسه‌ی اول غیبت داشتم چون‌که سرکار می‌رفتم و منبع نمی‌دونستم چیه ولی می‌نوشتم حرفاش رو
بعد مجبورم کرد میز اول بشینم جفت یکی بعد اومدم یک لحظه گوشیم رو قفلش رو باز کردم و بستم بهم گفت خانم شما انگار خیلی ناراحتی که سر کلاس من نشستی، منم نگاهش کردم و گفتم نه ولی شما انگار خیلی ناراحتی که من سرکلاستون نشستم -2-43-""
 
فقط خواستم بگم: شما میرین مدرسه ولی من نمیرم😎😂
موفق باشین🤍🫠
 
خاطره روز اول مدرسه
البته من کلاس اول ابتدایی نصفِ خوندم و از مدرسه فرار کردم:گریه:Waall
روز اول با هیجان و کلی استرس شروع شد.
البته با بغض
کم کم ترس و استرس زیاد شد و فکر می‌کردم خانم قراره بیاد منو کتک بزنه و نزاره برگردم مامانم نذاشتم برگرده خونه و باید داخل کلاس کنارم بشینه و این قضیه ماه‌ها طول کشید
:گریه:
 
خاطره روز اول مدرسه
البته من کلاس اول ابتدایی نصفِ خوندم و از مدرسه فرار کردم:گریه:Waall
روز اول با هیجان و کلی استرس شروع شد.
البته با بغض
کم کم ترس و استرس زیاد شد و فکر می‌کردم خانم قراره بیاد منو کتک بزنه و نزاره برگردم مامانم نذاشتم برگرده خونه و باید داخل کلاس کنارم بشینه و این قضیه ماه‌ها طول کشید
:گریه:
وای چه فلیم جذابی :qelyon: Smoke من یادمه از مدرسه بیرون نمی‌رفتم
 
وای چه فلیم جذابی :qelyon: Smoke من یادمه از مدرسه بیرون نمی‌رفتم
جذاب نیستتتت
:گریه:کلی تپ می‌کردم و حالم بد میشد با کتک تکالیفم می‌نوشتم و اجباری مدرسه میرفتم
سه سال اول خیلی بد گذشت
 
جذاب نیستتتت
:گریه:کلی تپ می‌کردم و حالم بد میشد با کتک تکالیفم می‌نوشتم و اجباری مدرسه میرفتم
سه سال اول خیلی بد گذشت
ولی بنظر من جذاب ترین چیز تکلیف بود
 
عقب
بالا پایین