آخرین محتوا توسط لیلا مرادی

  1. لیلا مرادی

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | شهریور ۱۴۰۵

    سلام و وقت‌بخیر ۴ پارت ارسال شد https://forum.cafewriters.xyz/threads/39670/post-406627
  2. لیلا مرادی

    شاخص رمان زخمه‌ی خُلقان | لیلا مرادی

    امان نداد چیزی بگوید، پیوسته و تند سوال‌ می‌پرسید. شاید مسخره به نظر می‌‌آمد، اما همین تشویش و هول و ولا نصف خستگی و درد امیرعلی را خواباند. اگر تا چند ماه قبل کسی به او می‌گفت زنی جز ماه‌بانو می‌تواند آرامش به قلب و روح تاریکش ببخشد حتمی خنده‌اش می‌گرفت. - یه زخم جزئیه؛ خدا رو شکر تیر مستقیم...
  3. لیلا مرادی

    شاخص رمان زخمه‌ی خُلقان | لیلا مرادی

    در کمین نطق درشتش گلوی یاسر را بین بازوهای تنومندش اسیر کرد و لوله‌ی کلت روی شقیقه‌‌اش چسباند. گویی عقلش زایل شده و ادراکی در سر نمی‌پروراند. گره‌ای بین ابروهای امیرعلی رخنه کرد. یک یابو از راه رسیده‌ بود و داشت افسر پلیس را دور میزد. قدمی جلو آمد. - بذارش زمین، بیشتر از این به جرمت اضافه نکن...
  4. لیلا مرادی

    شاخص رمان زخمه‌ی خُلقان | لیلا مرادی

    بی‌اراده دنده عوض کرد و چون عقاب پی شکار یافته خیز برداشت. کامیون با سرعت سرسام‌آوری می‌وزید تا از تعقیب بگریزد. یاسر بی‌سیم دست گرفت. - قربان ما توی موقعیتیم و داریم به سوژه نزدیک می‌شیم. بعد فرستادن پیغام تفنگ کمری‌اش را خارج کرد و شیشه‌ی سمتش را کمی پایین داد. هجوم باد خاک‌های طلایی پیرامون...
  5. لیلا مرادی

    شاخص رمان زخمه‌ی خُلقان | لیلا مرادی

    یاوه‌گویی راننده‌ی لنج اعصاب خسته‌‌‌ی امیرعلی را بیش از پیش تحریک می‌کرد. - به خدا فریبم دادن، من اهل این غلط‌ها نبودم قربان. نگاه تند و عصبی به چهره‌ی آفتاب‌ سوخته و اندام بلند استخوانی‌‌اش که در آن روپوش بدون طرح سفید زار میزد انداخت. نانجیب قسم دروغ هم سر می‌داد. با دستور سرهنگ شریفی ملوان...
  6. لیلا مرادی

    اطلاعیه انتقال و بازگردانی آثار ادبی | تالار ادبیات

    سلام و وقت‌بخیر درخواست بازگردانی مجموعه اپیزود کوره‌ی تب رو دارم‌.
  7. لیلا مرادی

    اطلاعیه •درخواست ⤵️انتقال به متروکه و بازگردانی آثار⤴️•

    سلام و وقت‌بخیر درخواست بازگردانی رمان زخمه‌ی خُلقان
  8. لیلا مرادی

    اگر یه چیز قیمتی تو خیابون پیدا کنی؟

    اگه نشونی‌ای همراهش باشه به دست صاحبش برمی‌گردونم و اگه نه تحویل پلیس
  9. لیلا مرادی

    همگانی انقدر از نویسنده‌هایی که ... بدم میاد

    از نویسنده‌های پرمدعا که چهارتا کتاب درست و حسابی نخوندن و فکر می‌کنن خیلی این‌کاره‌‌ان خوشم نمیاد.
  10. لیلا مرادی

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    حس زیباییه لمس گرمای ایمان از پس تفسیرهای غلط
  11. لیلا مرادی

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    به این‌که فکرم رو خالی کنم نمیشه جلوی اتفاقات رو گرفت گاهی وقت‌ها دلم می‌خواد کاری نکنم، حرفی نزنم، سکوت و کمی بی‌خیالی بسپرمش به اون بالایی و خوب و بدش رو بپذیرم
  12. لیلا مرادی

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    دلتنگی برای قدیم‌ها، نه پنج شش سال پیش، برای روزهایی که مامان‌بزرگم با زنبیل خرید از بازار می‌اومد و من و بقیه نوه‌ها دورش جمع می‌شدیم تا از اون پیراشکی‌های شیرین خوشمزه‌‌ای که هنوز طعمش زیر زبونمه بهمون بده. برای دغدغه‌های کوچیک اون روزها که سرشون بیخودی حرص می‌خوردم برای روزهایی که جوون‌ها توی...
  13. لیلا مرادی

    شاخص رمان زخمه‌ی خُلقان | لیلا مرادی

    این داستان: شکار *** دستان عظیم باد از میان شن و نی‌زارها می‌‌لغزید و خیز آب دریاچه را به خروش می‌انداخت. در فاصله‌ای نه چندان دور، سایه‌ی عظیمی از پشت صخره‌ها نمایان گشت؛ لنجی به‌غایت کوسه‌ای عظیم‌الجثه در آغوش پهناور موج‌ها می‌جنبید. با دستور سرهنگ راننده‌ی قایق فرمان چرخاند و به سرعتش افزود...
عقب
بالا پایین