آخرین محتوا توسط Arjmand

  1. Arjmand

    اطلاعیه درخواست نقد اولیه شورا | رمان

    سلام و عرض ادب درخواست نقد https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/#post-474770
  2. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    با اکراه فاصله گرفت. جعبهٔ کوچک مخملی را از جیب کتش بیرون آورد. حلقه را برداشت و بادقّت در انگشتم نشاند. دستم را میان دستان گرمش گرفت، لب‌هایش را بر روی حلقه و پشت دستم نشاند. زیر لب گفت: «تا برمی‌گردم، مواظب خودت باش.» *** همان روز کوله‌ام را با مختصر وسایلم بستم و از خانه بیرون زدم. قرار شد...
  3. Arjmand

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    سلام درخواست تگ انحصاری https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/
  4. Arjmand

    تگ فرعی تگ فرعی | رمان میراثم از عشق

    ویرایش‌ها انجام شد
  5. Arjmand

    نظارت همراه رمان میراثم از عشق| ناظر:راوی

    قبل از اما باید نقطه ویرگول باشه، این مورد زیاد هست توی متنتون لطفا اصلاح کنید از پارت اول هر جا اما بود نقطه ویرگول بذارم؟
  6. Arjmand

    نظارت همراه رمان میراثم از عشق| ناظر:راوی

    دو پارت دیروز
  7. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    دوباره همان موسیقی آرام در فضای ماشین پیچید. «گفتم این آغاز، پایان ندارد. عشق اگر عشق است، آسان ندارد.» همان‌طور که رانندگی می‌کرد، دستم را گرفت. بدون اینکه نگاهش را از خیابان بردارد، آرام روی بند انگشتانم بوسه زد. گرمایی شیرین در وجودم پیچید. باورش سخت بود که رؤیای پنهان درون دلم، دست در دست...
  8. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    با پخش شدن موسیقی شاد، شیما با ذوق خودش را به ما رساند. دستم را گرفت و گفت: «بیا نوبت رقص ماست.» تا از سرجایم بلند شدم. میراث اخم کرده پرسید: «کجا؟» شیما با حاضرجوابی گفت: «وسط دیگه. قرار نیست کل شب یه‌جا بق کرده بشینه.» همان‌طور که نگاهش را از لباس کوتاهم برنمی‌داشت محکم گفت: «نه، نمی‌شه.» رو...
  9. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    با شیطنت گفت: «مهم نیست. ادامه‌اش برای امشب. دیشب که قالم گذاشتی.» شاید چون می‌دانستم فردا می‌رود، سپر مقاومتم را کنار گذاشته بودم; امّا این به معنای تسلیم شدن نبود. هنوز عقل و دلم بی‌وقفه با هم می‌جنگیدند. نگاهی به ساعتش انداخت و گفت: «حیف، دیرم شده.» خم شد و قبل از اعتراضم بوسه‌ای کوتاه روی...
  10. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    نگاهش با طمأنینه روی صورتم می‌چرخید. لحظه‌ای بعد نخستین بوسه فاصله را از بین برد. تپش‌های بی‌قرار دو قلبی که مدّت‌ها به سوی هم کشیده می‌شدند، راهی جز رسیدن به یکدیگر نداشتند. کتابخانه در سکوتی عمیق فرو رفته بود. زمان در نفس‌های درهم‌تنیدهٔ ما از حرکت ایستاد. ناگهان صدای عمّه به گوشم خورد: «زمرد؟...
  11. Arjmand

    نظارت همراه رمان میراثم از عشق| ناظر:راوی

    سلام یه پارت دیروز رو چک کنید
  12. Arjmand

    عالی رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    صدای زنگ موبایل کتی رشتهٔ صحبت‌مان را برید. نگاهی به صفحه انداخت. با لبخند گفت: «شروینه.» تماس را روی بلندگو گذاشت. صدای شاد شروین در ماشین پیچید. «خانم قشنگم گردش تموم شد؟ میام دنبالت. بیشتر از این ول نچرخین که میراث منتظر خانمشه.» تا اسمش را شنیدم قلبم ریخت. پس چرا با خودم تماس نگرفته بود؟...
عقب
بالا پایین