آخرین محتوا توسط Arjmand

  1. Arjmand

    درخواست چاپ رمان میراثم از عشق| تهمینه ارجمندپور

    عنوان اثر: میراثم از عشق نوع اثر: رمان نام نویسنده: (نام واقعی) تهمینه ارجمندپور ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی سطح اثر: پایه لینک اثر بر روی سایت اصلی یا لینک تاپیک: https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/
  2. Arjmand

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست جلد ]

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/ درخواست جلد
  3. Arjmand

    اطلاعیه 🔻تاپیک جامع اعلام پایان تایپ رمان🔺

    سلام اعلام پایان https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/
  4. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    آخر شب، مهمان‌ها یکی‌یکی خداحافظی کردند. از تمام ماجرای خواستگاری فقط همین را فهمیدم که شیما جواب مثبت داده است. میراث و شروین در پذیرایی غرق تماشای فوتبال بودند و صدای گزارشگر با همهمهٔ آرام خانه درهم آمیخته بود. کتی که تازه موضوع را فهمیده بود بغلم کرد و صورتم را بوسید. بعد‌ با نگرانی گفت...
  5. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    آرام از اتاق بیرون آمدم و راه آشپزخانه را پیش گرفتم. کلافه دست بردم و دکمهٔ بالای بلوزم را باز کردم چون هوای بیشتری برای نفس‌کشیدن لازم داشتم. کتایون مشغول ریختن چای بود. تا مرا دید دست از کار کشید و گفت: «خوبی؟» کلافه گفتم: «نه.» صدایش را پایین آورد و گفت: «ببین میراث از سر شب چطور داره نگات...
  6. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    به اتاق رفتم و درب را پشت سرم قفل کردم. طولی نکشید که چند تقه به درب خورد. بی‌صدا اشک می‌ریختم. می‌دانستم میراث است حتماً با هوش و ذکاوتش داستان تازه‌ای برای تبرئهٔ خودش پیدا کرده بود. وقتی درب را باز نکردم او هم رفت. بعد از رفتن میراث، همه به اتاقم آمدند. شروین عصبی گفت: «دخترهٔ لوس پاشو خودت...
  7. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    از آشپزخانه چای آوردم و تعارف کردم. بعد کنار شیما نشستم. اسفندیار راحت و خودمانی حرف می‌زد. چیزی از شیما پرسید و او آهسته شروع کرد به توضیح‌دادن. «ایشون خواهر ته‌تغاری منه. ازدواج کرده. البته الان داره جدا می‌شه و حامله‌ست.» با چشمانی گرد شده نگاهش کردم و گفتم: «چه بیوگرافی کاملی.» درگوشم گفت...
  8. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    جرأت نگاه کردن نداشتم. دستانم می‌لرزید. شیما با لحنی شیطنت‌آمیز گفت: «صبح که رفتم داروخونه، سر کوچه دیدمش. شاید واقعاً ازم خوشش اومده بود که به قیافهٔ خواب‌آلودم تا آخر خیابون نگام می‌کرد.» انگشتانم دور تست محکم‌تر شد. نفسم را حبس کردم و چشم‌هایم را بستم. ثانیه‌ها کش می‌آمدند. قلبم هر ضربه را...
  9. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    عمّه با سماجت مخصوص به خودش زیر بار حرف‌‌هایم نرفت و گفت: «من خودم روز آخر توی حیاط آخر دیدم‌تون. میراث یه لحظه ازت دل نمی‌کند. انگار تازه همدیگه رو پیدا کرده بودین. حالا باید باور کنم همهٔ اونا فقط یه قرار شش‌ماهه بوده؟ یعنی دیگه هیچ راهی برای درست شدنش نمی‌بینی؟» نگاهم را دزدیدم و به گوشه‌ای...
  10. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    *** چند ساعت بعد به ویلا رسیدیم. خانه‌‌ای در انتهای کوچه‌ای خلوت که به دریا می‌رسید. دوطبقه با سقفی شیروانی و پنجره‌های قدی که رو به ایوان باز می‌شدند. شیما ماشین را گوشه‌ای پارک کرد و هر دو پیاده شدیم. حیاط بزرگ در سایهٔ غروب درختان کهن‌سال پرتقال، خرمالو و انجیر غرق بود. شاخه‌های پرپشت‌شان از...
  11. Arjmand

    نقد و بررسی رمان میراثم از عشق| منتقد: پناه.

    نه ممنون فقط اگه امکانش هست باز کنید بتونم ویرایش کنم.
  12. Arjmand

    نقد و بررسی رمان میراثم از عشق| منتقد: پناه.

    سلام و عرض ادب تشکر از شما. حتماً مواردی رو که فرمودید رعایت می‌کنم. موفق باشید.
  13. Arjmand

    اطلاعیه درخواست نقد اولیه شورا | رمان

    سلام و عرض ادب درخواست نقد https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/#post-474770
  14. Arjmand

    پایه رمان میراثم از عشق| نویسنده تهمینه ارجمندپور

    با اکراه فاصله گرفت. جعبهٔ کوچک مخملی را از جیب کتش بیرون آورد. حلقه را برداشت و بادقّت در انگشتم نشاند. دستم را میان دستان گرمش گرفت، لب‌هایش را بر روی حلقه گذاشت و آرام بوسید. زیر لب گفت: «عشقم تا برمی‌گردم، مواظب خودت باش.» *** همان روز کوله‌ام را با مختصر وسایلم بستم و از خانه بیرون زدم...
  15. Arjmand

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    سلام درخواست تگ انحصاری https://forum.cafewriters.xyz/threads/45578/
عقب
بالا پایین