بر اساس لیوای تو اتک ان تایتان
همین اسم خودش
به نظرم دروغگو بودن یا شاید سرد بودن Lagh2
به ادبیات شعر و اینا
مدال smilies شاید!
شعر میگه کلیپ میفرسته بعود باهاش خیلی صمیمی میشه و.....
میشینه باهاش حرف میزنه Lagh2 smilies
شعر بنویسه و اشپزی کنه و بازم شاید Lagh2
نمدونم...
مخ زنی فقط و فقط به روش یوجین یا فلین لاکوود عزیزم smilies Lagh2 0c9027_25105
https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/forum-media/videos/vid_b4cb13f9_1785521022.mp4
دوسش داری دوست داره یعنی درد.
واسه امتحان خوندی ولی صفر میشی یعنی درد
دلتنگ شدن یعنی درد
کراشت. تورو پس میزنه یعنی درد
والدینت دوست نداره و تو رو ماشین. ایندشون میکنه یعنی درد
کسی. نمیفهمت یعنی درد
تنهایی یعنی درد
زندگی یعنی درد.....
:gol narenji: چون گفتی بازم بیام و من مهمون خیلیییی پرویی هستم باز اومدم
۱_ شام چی داری؟
۲_ساحل یا جنگل؟
۳_چرا ادما انقدر مبهم هستن؟
۴_یه اهنگ بفرس !
۵_چای یا قهوه؟
۶_سکوت یا موزیک؟
۷_شده از کلمه (کاش)استفاده کنی و چرا؟
۸_اسم کتاب ؟
۹_رنگ مورد علاقت؟
۱۰_گل مورد علاقت؟
۱۱_اگه یه پیر زن ببینی که...
یه روز یه نفر میره دکتر، میگه: «آقادکتر، هر جای بدنم رو که با انگشتم فشار میدم، اونجا درد میکنه! انگشتم رو میذارم روی سرم درد میکنه، میذارم روی شکمم درد میکنه، میذارم روی پام درد میکنه… یا من یه بیماری سختی دارم
دکتر نگاهی به طرف میکنه و میگه: «بیماری نداری عزیزم، فقط انگشتت شکسته!»
Mood2 سلامی دوباره
نامبر وان فقط من روباه هستم یاه یاه. Lagh2 Ugfdg
۱_اگر بتوانید یک قرار شام عاشقانه با یک فرد مشهور داشته باشید، آن شخص چه کسی خواهد بود؟
۲_چه کاری انجام دادی چون فکر می کردی باحال بود اما حالا باعث خجالتت می شود؟
۳_اگر بتوانید به کسی پیامک ارسال کنید بدون اینکه آن شخص هرگز...
سلام علیکم:gol narenji:
۱_اگر بخواهی در سه کلمه، خودت رو توصیف کنید، آن کلمات چه هستند؟
۲. چه چیزهایی باعث خندهی عمیق تو میشوند؟
۳_ اگر دنیا یک روز منجمد شود، و فقط تو قادر به حرکت در آن باشی و پس از آن، کسی شما و کارهایتان را در آن روز به خاطر نیاورد، در آن روز چه میکنی؟
۴. اگر زندگی تو...
در تالارِ ذهن غبارگرفتهی زمان من ، جایی که ثانیهها زیر آوارِ سنگها دفن شده است.
و من تنها نوازندهی نتهایِ خاکستر خاطرات هستم.
که با هر کلید که فشرده میشود، طنینِ بلند یک حسرتِ قدیمی در این غارِ سکوت میپیچد
آن بالا، نوری که از پلکانِ بیانتها میتابد، شاید همان فرارِ ابدی باشد،...
@(SINA) شاعر و اشپز سلطنتی(یَک شعری بنواز. و یکمی از غذا های خارجکیت بده بخوریم گشنمونه0c9027_25105
@:)MAHAK سر اشپز سلطنتی(یعنی فقط یه بار غذا بپزی و ندی من بخورم jc_ghey)
@رها؛ مسئول نقشه های سلطنتی(نقشه های شوم خطرناک Lagh2 Lagh2 )
@گربه سفید=)) لیلی سلطنتی(شیطان تمام پایه...
سام علیک وایییییییییی من امدم باز Browo
۱_یه معرفی کلی
۲_فیلم مورد علاقت؟
۳_چ کتابی پیشنهاد میکنی؟
۴_ساحل یا دریا؟
۵_کلبه یا ویلا؟
۶_سگ یا گربه؟
۷ _زندگی بد با پول زندگی خوب بی پول
۸_برنده ی لاتاری یا سفر یه دور دنیا؟
۹_چ شغلی مورد علاقته ؟
۱۰_اهل شیطنت هستی؟
۱۱_اهل کار خلاف هستی؟...
دستشوییها خیلی زود از حد معمول استفاده شدن، مخصوصاً بعد از اینکه هر دو تا «اُرد» (Urds) نوبت خودشون رو گرفتن. جانی راکت، مثل یه آدمِ عاقل و باتجربه، پیشبینی این موضوع رو کرده بود و دستگاههای فلاش (سیستم تخلیه) رزرو رو دم دست گذاشته بود.
جِیک توی این کارایی دخالت نمیکرد، که باعث میشد «سانگ»...
برای این بخش از داستان، چون فضا کمی سنگینتر و هیجانآمیزتر شده (آماده شدن برای عملیات)، من از لحنی استفاده میکنم که هم حس علمی-تخیلی رو حفظ کنه و هم مثل یک داستان هیجانی، روان و خودمانی باشه.
بخش سوم - حرکت
جیک از پشت صفحه نمایش، به سنگهای عظیمی که از کنارش رد میشدن خیره شده بود. «مازِ...
برای مرحله آخر، جیک باید یه سری میزد پیش «رودی»، یه «سیپ» (Cip) که تا حالا زمین رو هم ندیده بود. رودی بیشتر عمرش رو با پریدن از این صخره غیرقانونی به اون صخره غیرقانونی گذرونده بود. کار یه سیپ این بود که هر جور خردهکاری و وسیلهای برای یه ماموریت لازم بود رو جور کنه؛ از کارت شناسایی و لباس...
نویسنده ای ک «دنبال یه پله ی پیشرفت بود ؟ شایدم نه… همونطور که به اون مرد گفته بود، اون دعوتنامه هیچ قید و شرطی نداشت. وقتی هم که زنگ زد و پیشنهادش رو داد، نویسندهی تازهکار (که فکر میکرد خیلی زرنگه) کلی ذوقزده شده بود و هزار جور فکر و خیال تو سرش میچرخید.»