آخرین فعالیت Gandomi

  • G
    Gandomi به Lydia نوشته در موضوع دفترکار طراح |Lydia با Like Like واکنش نشان داد.
    متقاضی: @Gandomi دریافت و تایید شد
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    حتی یک سلام ساده هم به او نگفت و از روی عمد نادیده‌اش گرفت. از مقابل چشم‌های تعقیب کنندۀ او گذشت و مقابل خانم‌ها ایستاد. لبخند عمیقی به...
  • G
    سلام شب خوش @serena
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    صدای خنده‌های زنانه خانه را پُر کرده بود. خواهرها جمعشان جمع بود. دل‌افروز و افسانه و حتی لیلا؛ هر سه‌شان می‌گفتند و می‌خندیدند و با...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    آفاق راستاد آتش گرفته و زنده‌زنده داشت می‌سوخت. انتقام مرگ برادرش را نمی‌توانست بگیرد فقط به این دلیل که برادرزاده‌اش مانع بزرگی شده...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    با شتاب به اتاق خودش برگشت. یک‌بار دیگر به یاد مروارید افتاد. به یاد روز مرگِ او و آن لحظه‌ای که او را بی‌جان روی دست‌های اهورا دید. آن...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    قلب دل‌آرا لرزید آن هم وقتی دید مانلی دست او را محکم گرفته و جدا نمی‌شد. احساس ناخوشایندی در وجودش فریاد زد که شاید او می‌خواهد همراه با...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    مکث کرد و نفسی بیرون فرستاد. «راستادها آدم‌های بدی نبودن... شوهرِ من همه‌چیز رو خراب کرد.» البته! دل‌آرا امروز این حقیقت را می‌دانست و...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    آلاله خونسردانه خندید و ابروهایش را بالا کشید. «اولاً که دل‌آرا دخترِ خجالتی نیست، بعدشم چرا بینتون چیزی نباشه؟ اون اونقدر واست مهمه که...
  • G
    سلام طراح شما: @Lydia لطفا با طراح و بنده گپی با عنوان "جلد| نام اثر" بزنید. اطلاعات اثر (نام اثر، نام نویسنده، ژانر) و عکس مورد...
  • G
    Gandomi به موضوع اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست جلد ] پاسخ داده‌است.
    سلام وقت بخیر درخواست طراحی جلد برای رمانم دارم. https://forum.cafewriters.xyz/threads/43774/
  • G
    سلام وقتتون بخیر پارت جدید ارسال شد. @serena
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    «تو فردا با ما میای آرایشگاه دل‌آرا؟» با این سوالِ اَرشین از فکر جدا شد، باقیماندۀ پیتزایش را از خودش دور کرد و به صندلی‌اش تکیه کرد...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    «شما بریین سر میز من سفارش میدم و میام.» سپس قدم‌زنان فاصله گرفت و اندکی بعد در مقابل پیشخوانِ غذاخوری ایستاد. کمی انتظار کشید تا...
  • G
    Gandomi به موضوع شاخص رمان نابَیان | گندمی پاسخ داده‌است.
    اندکی بعد هر سه خریدهاشان را حساب کردند و از فروشگاه بیرون رفتند. مانلی با هیجان به سمت پدرش دوید و دست او را گرفت. اهورا بلند شد، به...
عقب
بالا پایین