دو ماه! ناگهان گویی به یاد دخترک آورد چقدر زمان برایشان گذشته بود. آیا دو ماه کم بود؟ کم برای اینکه حتی یک زندگی معمولی با یکدیگر آغاز کنند؟ اهورا در انتظار چه چیز بود؟ صورتش با این افکار جمع شد. سر به زیر انداخت و زمزمه کرد: «چی شد که خواستی اینطوری ازدواج کنیم؟ چرا خاله و شوهرخاله برای عقدمون...