زندگی همچون بازی است که خط پایان دارد اگر کند بدوی دیر میرسی اما اگر زود بدوی زود هم به پایان میرسی بستگی به سرعتت دارد گاهی باید ترمز دستی را بکشی تا با ماشین دیگر برخورد نکنی.
۱. ژانر عاشقانه اجتماعی داستان درمورد دختر دردسر سازه
۲. ویژگی های خوبی داره با گذشته شیطونه مهربونه آسیب پذیره خانوادش واسش مهمه
۳. خیلی رمان خوندم جنایی بیشتر خوندم و عاشقانه نمیتونم جوری بنویسم که واقعی باشه
۴. از دشمنانش شروع میکنم راه پر خطر میرم
۵. ۲۷ سالمه اولین داستانی که میخوام بنویسم.
خوب شب هم خالم و داییم اومدن مهمونی که پرده تو حیاط رو درست کردن آخه پرده سایبونمون شده لیانا هم بود که ساعت ده و نیم پدرش دنبالش اومد ژیمناستیک حرفهایی لیانا ۸ سالش بیشتر نیس دومی در راهه
بازار سر شور و پارک ملت رفتیم کلی بازی کردیم. بعد مشهد یک بار با عموهام و پدر مادرم دسته جمعی رفتیم پارک چغا بروجرد حتی سوار قایق شدیم کنار آبشار عکس گرفتیم.