آخرین محتوا توسط Milad Ghasemi

  1. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    آقای سقاچی هر ۵ پارت باقی مانده‌ی شما آماده است فقط مونده بررسی ناظر ارشد
  2. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    سلام امشب تموم پارت‌هارو یکجا می‌گذارم یه مشکلی پیش اومده بود برام
  3. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    فایلتون دیروز آمده بود ولی به خاطر اینکه ناظر آزمایشی هستم باید از یه فیلتر ناظر ارشد هم عبور کنه برا همون زمان‌بر شد، شرمنده-53-؟"_}
  4. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/forum-media/documents/doc_29734a45_1780225864.pdf
  5. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    خسته نباشید امشب هم براتون پارت جدید رو می‌زارم
  6. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/forum-media/documents/doc_b5c732ad_1779917753.pdf پارت ۳ هم خدمت شما
  7. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    بله کاملا کارتون درسته؛ موقع مکالمه باید برین خط بعدی، ولی موقع توصیف نیازی نیست برین خط بعدی مگر اینکه حرف‌هاتون دیگه مربوط به حرف‌های قبلیتون نیست نه نیازی نیست.
  8. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    نقدهایی هم که می‌کنم صرفا برای اینکه جاهایی که خودتون شاید متوجه نشدین رو براتون آشکار کنم وگرنه خودتون هم قلم خوبی دارین و هم ذهن پویا. و مطمئنم اگه ادامه بدین اثرهاتون یکی‌ پس از دیگری بهتروبهتر میشه خواهش می‌کنم :gol narenji:
  9. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    چند زن دیگر هم که هرکدام واسطه بودند، آنجا حضور داشتند؛ یکی واسطهٔ خارج کشور، یکی واسطهٔ شهرهای دیگر و... خب اول از همه می‌خواستم یه نقدی به صحبت‌های مرد بکنم: مرد خودش یکی از اعضای بلند مرتبه بانده درسته؟ چرا باید انقدر خودش رو ضعیف جلوه بده که بگه کوچک‌ترین خطا ممکنه کل باند رو لو بده؟ آیا...
  10. Milad Ghasemi

    در حال تایپ توپی که پدر برایم خواهد خرید | میلاد قاسمی

    ۶ مرداد هنوز نمی‌توانم فکر «تو» را از ذهنم بیرون بی‌اندازم، یعنی می‌تواند به‌من کمک کند پیش پدر و مادرم بروم؟ دلم خیلی شور می‌زند. آن‌روز یکی از بچه‌ها را دیدم که می‌گفت: «اینجا خانهٔ ماست، من از وقتی پدر و مادرم مرا ترک کرده‌اند اینجا بزرگ شده‌ام... البته از وقتی یادم می‌آید اینجا بوده‌ام»...
  11. Milad Ghasemi

    در حال تایپ توپی که پدر برایم خواهد خرید | میلاد قاسمی

    «راستی پدر و مادر تو کجا هستند؟» نمی‌دانستم به او چه بگویم؟ بگویم رفته‌اند مسافرت؟ او خواهد پرسید چرا تورا نبرده‌اند؟ ولی خب باید جواب بدهم. به او گفتم: «رفته‌اند سفر.» «پس چرا تو با آن‌ها نرفته‌ای؟ تورا نبرده‌اند؟» به او نگاهی کردم و دوباره سرم را پایین انداختم و با صدایی آرام گفتم: «نه!» «خب...
  12. Milad Ghasemi

    در حال تایپ توپی که پدر برایم خواهد خرید | میلاد قاسمی

    «واقعا اسمت «تو» است؟ پدر مادرت اسمت را تو گذاشته‌اند؟» کنار من بر روی تخته سنگ نشست، من خودم را کمی کنار کشیدم: «آره… البته راستش را بخواهی نمی‌دانم اسمم چیست! از بچگی مرا «تو» صدا زده‌اند.» «مگر می‌شود پدر و مادر آدم، اسمش را «تو» صدا بزنند؟» «تنها زندگی می‌کنم.» نمی‌دانم چرا ولی لرزه‌ای به...
  13. Milad Ghasemi

    در حال تایپ توپی که پدر برایم خواهد خرید | میلاد قاسمی

    ظرف‌های همه‌ی ما یک مدلی بودند، همگی پلاستیکی. بعد ناهار همراه غذا به ما هرروز یک میوه می‌دهند. من معمولاً میوه‌هایم را نگه می‌دارم و قبل خواب می‌خورم. سیب دیشب را نخورده بودم. سیب را همراه لقمه درون ظرفم گذاشتم. بعد از اینکه وسایلمان را جمع کردیم به سوی حیاط راه افتادیم. بهزیستی حیاط خیلی بزرگی...
  14. Milad Ghasemi

    در حال تایپ توپی که پدر برایم خواهد خرید | میلاد قاسمی

    ۵ مرداد امروز صبح، خانوم محمدی مرا از خواب بیدار کرد. من فکر می‌کردم که مادر است که مرا صدا می‌زند؛ چندباری به او مادر گفته بودم. این را خانوم محمدی خودش به‌ من گفت. خانوم محمدی خودش بچه ندارد. می‌گوید که مارا مثل بچه‌ی نداشته‌ی خودش می‌بیند. تازگی‌ها، شب‌ها قبل خواب برایم قصه می‌خواند.«من...
  15. Milad Ghasemi

    نظارت همراه رمان پیوند ممنوعه| ناظر: serena

    اینارو خودم براتون ویرایش زدم ولی باقیشو خودتون زحتمشو بکشین از طرفی بعد گفتند دو نقطه کافی بود دیگه لزومی به که نبود اونم براتون اصلاح کردم.
عقب
بالا پایین