آهنگ دریچه های بسته از فریدون فرخزاد
شب اگر دریچه ای داشت / بسوی تو باز میشد
ز پس هزار پر در / سخن تو ساز میشد
تو سلام صبح زودی / تو عطوفت درودی
تو صدای پای خورشید / آبشار هرچه رودی
فقط یک ایرادی که داره کسی که این رو میخونه دوست داره بتونه طرف پسر یا دختر و اینکه. حس بیشتری اگه میدادی مثلا دلتنگی یا گریه رو اضافه میکردی یکم حس میگرفتم و اگر نه عالی بود 🥹♥️
آن شب که هوا بوی دلتنگی را میداد یادت کرده بودم اما افسوس که در کنارم نبودی و دلداریت برایم از لالایی شب قشنگ تر باشد آنقدر زیبا که در این هوا یاد بوی عطرت افتادم که باز هم انگار پشت سرم بود اما حیف حالا نیستی میدانم تو خودت گفتی گریه نکن. مرد که گریه نمیکنه اما غم از دست دانت من را از هر چی...
در تاریکی شب برام یک اسمس آمد با استرس بازش کردم پیامک آمد که مادرتان در بیمارستان حالش وخیم تر شده است حالم دگرگون شد. بلند شدم و آنقدر خونه رو دور زدن که سر گیجه گرفتم و احساس میکردم کل امید ام رو از دست دادم