آخرین محتوا توسط دایی رسول

  1. دایی رسول

    روزنامـه روزنامه مردادماه 1404| شماره 2

    دس خوش دایی دس خوش چکردی ناموسا چه طراحی نابی...
  2. دایی رسول

    همگانی •°گپ با دوستانِ کافه نویسندگان•°

    ایجاها نیازه متنت نشون یکی بدی اونم تعریف کنه بعد با ارامش ادامه میدی متاسفانه ادما‌ دور من تنها ارتباطشو با کتاب گام به گام کلاس اول تا دوازدهمشو بوده..تو ای زمینه هیچ‌ کمکی نمیکنن
  3. دایی رسول

    همگانی [ همین الان داری به چی فکر میکنی؟ ]

    علم ثروت است یا بهتر؟
  4. دایی رسول

    در حال تایپ رمان جدال آریانا | علی شبانی

    دستای نیمه انسانی و حیوانیش که باز و بسته شدن کابوس شروع شد. تاریکی، تاریکی بی‌نهایت همراه سکوت. نه از اون سکوتایی که آرومت کنه، از اون سکوتایی که وهم دارن، ترس دارن، مات و خالین. جیغی ترسناک خلع رو شکاف داد و کم‌کم رنگایی دیده شدن. درال دیگه توی چادرش نبود، یه دره عمیق با دیوارایی که تا خود...
  5. دایی رسول

    در حال تایپ رمان جدال آریانا | علی شبانی

    من شاهد بوده‌ام از اولین سپیده دم تا کنون. من گوش داده‌ام از اولین فریاد تولد تا اخرین ناله کهنسال. من سخن گفته‌ام از سقوط امپراطوری ها تا زمزمه رویای انقلاب. من نفس کشیده‌ام در عطر شکوفه‌های یاس تا گنداب له شده جنازه سربازان. من چشیده‌ام از شهد شیرین عشق تا زهر تلخ خیانت. من از ظهور امید در دل...
  6. دایی رسول

    روزنامـه روزنامه‌ مرداد ماه 1404| شماره1

    نه باریک الله باریک الله... دوره ما ا ای چیا نبی دایی جوونا چها که نمکنن🤌 ای از او روزنامه ها بی که حیفه باشو شیشه پاک کنی
  7. دایی رسول

    در حال تایپ رمان جدال آریانا | علی شبانی

    عنوان : رمان آریانا ژانر : فانتزی نویسند : علی شبانی خلاصه: شیاطین در سایه‌ها کمین کرده‌اند و خدایان خاموش‌اند. ظلم، بذر انقلاب را کاشته و یاغی‌ای بی‌قرار آماده طغیان است. جنگ‌جویی رنج‌دیده با قبیله‌اش آواره شده. شاهدختی می‌کوشد کشور آشوب زده را سامان دهد. پسری در مسیر انتقام، عشقی ناخواسته...
  8. دایی رسول

    اطلاعیه ✅درخواست تایید رمان✅

    سلام درخواست تایید رمانم‌رو داشتم
  9. دایی رسول

    دنباله دار با خودت صحبت کن!

    هیچی نشده خب هیچی نی تو نشستی و صدای خورد شدن اومد ایشالله جای ایرپادت که یادت رفت زیرته کمرت شکسته قطع نخاع شدی
  10. دایی رسول

    دنباله دار با خودت صحبت کن!

    د با خودت چی فکر کردی؟! شیرکاکاعو و فلافلو باهم خوردی!؟ الان معدت فنایه راضی...سوی سرویس میدود
  11. دایی رسول

    دنباله دار با خودت صحبت کن!

    دیشب جوراباتو تو کدوم قبرستون ا پات دراوردی؟! کجا پیداشون کنم
  12. دایی رسول

    دنباله دار چیزی که نفر قبلی میگه رو داری؟

    ها ایم بهترینشونه نامش را سنگی دل گذاتشم همی سوال
  13. دایی رسول

    دنباله دار چیزی که نفر قبلی میگه رو داری؟

    یچی گفت که نمیشه جوابش داد از اوجایی که ابایی نیاروم می اعترافوم کراش تو بازیگرا متین ستوده پوست موز توی سطل اشغال و اگاه شدن به ای حقیقت که در غیابت توی خونه... *مشتش را گره میکند و میفشارد موز خورده شده ( خشم و نفرت زیاد و لرزش مشت.. )
  14. دایی رسول

    دنباله دار ➸⊙یه سوال از نفر بعد بپرس➸⊙

    * مهره تسبیح جا به جا میکند مو که روزه داروم انشالله اذان میخوابوم حیوان خانگی و حیاطی و پشت بامی همی سوال
عقب
بالا پایین