آخرین فعالیت sohil

  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    مثل دیگران توجهش جلب شد. نگاه دقیقی به تارهای روی سرم انداخت و به مقابلش چرخید. «آهان بله، همینطوره.» و با صدای آهسته زیر لب ادامه داد...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    حقیقتاً یکه خوردم، از اینکه تا این اندازه سریع حضورم را فهمید. حتی رنگ موهایم را در زیر نور آفتاب به خاطر دارد. می‌داند گاهی اوقات در...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    صدای مضطربش همه‌چیز را برایم خراب کرد، بی‌اختیار من هم دستپاچه شدم. البته که می‌خواستم با او رو‌به‌رو بشوم اما نه این لحظه و نه اینجا...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    زنگ کنار در را که فشردم فقط لحظاتی طول کشید تا زنی جوان در را باز کند. شال سفیدی به سر داشت و رژلب قرمزش قبل از هرچیز توجه‌ام را جلب...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    بی‌اختیار لبخند زدم، با تصور دختربچه‌ای که می‌توانست شباهت زیادی به خواهرم داشته باشد. به شدت تمایل داشتم قبل از هر کاری او را ببینم...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    سر به چپ و راست تکان داد. «نه اصلاً. با یه کاپوچینوی آرش ساز چطوری؟» «حتماً» گفتم و رفتنش را نگاهش کردم. قرار بود برای مدتی که می‌خواست...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    آه عمیقی از سینه سر دادم. فکرش را می‌کردم یک روز در این شهر باشم اما نمی‌دانستم دقیقاً چه زمان. پنج سال طول کشید. سال‌هایی که برایم شبیه...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    و در ظاهر شروع به خواندن کرد. حقیقت داشت، او سال‌ها نیازهایش را سرکوب می‌کرد. نیاز به داشتن یک همدم و یا همسر، نیاز به حضور یک زن در...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    مکث کرد، روزنامه را از مقابل صورت او پایین‌تر کشید و ادامه داد: «فقط کافیه یه چرخ تو موبایلت بزنی، همۀ اخبار ایران و جهان رو می‌تونی توی...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    همین و دیگر هیچ. این حرف برای او کافی بود، گرچه شایان فهمیم جوانک خوشگذران ابداً قصدی برای درافتادن با خاندان راستاد نداشت، اما این...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    «شماها کی هستین؟ واسه چی من رو آوردین اینجا؟» نفس‌نفس می‌زد و تقلا می‌کرد خودش را باز کند. موهای سیاهش روی پیشانی‌اش می‌رقصیدند و...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    سکوت خانه عمیق و عمیق‌تر میشد و شب به نیمه نزدیک میشد. آترین آهسته در را باز کرده و پاورچین روی نقش و نگار کِرم رنگ کف خانه قدم...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    تماس را قطع کرد و سریع لباس پوشید. پوششی که بیشتر وقت‌ها مخصوص خودش بود؛ کت‌های یک‌‌دست و یک‌رنگ حتی پیراهنش هم سیاه بود. از خودش...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    ارشین سرخوشانه و شادمان موهای کوتاه سیاه و فرفری‌اش را کنار زد و خندید. «خب زنش رو بیاره تو همین خونه!» شاید به مزاح گفت اما در حقیقت...
  • S
    sohil به Gandomi نوشته در موضوع عالی رمان نابَیان | گندمی با Like Like واکنش نشان داد.
    امشب یک چیز آزارش می‌داد و آن جای خالی یک‌نفر روی صندلی نزدیک به آلاله بود. همیشه آنجا حضور دارد. کمی یاغی اما در مقابل اهورا همیشه آرام...
عقب
بالا پایین