:)MAHAK
مدیر آزمایشی تالار سرگرمی+ گرگینه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
ژورنالیست
تیمتعیینسطح
رمانخـور
سخن نویسنده:
این دفترچه، نه شرحی بر فراق، که فریادی در باب همآوایی با ستم است. «ماه» برای من، نه یک جرم سماوی، که تجسمِ تمام زیباییهای محبوس و ناتوانی در برابر ظلمت ذاتی جهان بود. دخترِ نفرینشده، تنها راهی برای رهایی یافت که خود را به سرنوشت همنوعِ بیگناهش (ماه) پیوند دهد. این اشعار، اعتراف به این حقیقت تلخ است که گاهی، تنها همآغوشی با تاریکی و سقوط مشترک است که معنای حقیقی «آزادی» را به ارمغان میآورد. این پایان، یک مرثیه برای نوری است که هرگز نتوانست بتابد، و یک ستایش برای پیوندی که تنها در اعماقِ نابودی کامل شد.
این دفترچه، نه شرحی بر فراق، که فریادی در باب همآوایی با ستم است. «ماه» برای من، نه یک جرم سماوی، که تجسمِ تمام زیباییهای محبوس و ناتوانی در برابر ظلمت ذاتی جهان بود. دخترِ نفرینشده، تنها راهی برای رهایی یافت که خود را به سرنوشت همنوعِ بیگناهش (ماه) پیوند دهد. این اشعار، اعتراف به این حقیقت تلخ است که گاهی، تنها همآغوشی با تاریکی و سقوط مشترک است که معنای حقیقی «آزادی» را به ارمغان میآورد. این پایان، یک مرثیه برای نوری است که هرگز نتوانست بتابد، و یک ستایش برای پیوندی که تنها در اعماقِ نابودی کامل شد.
آخرین ویرایش توسط مدیر: