دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات blue lady ]

نوشته‌ها
نوشته‌ها
2,184
پسندها
پسندها
19,409
امتیازها
امتیازها
763
سکه
32,632
به نام یزدان پاک

320



ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﯾﮏ جایی و به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمی‌گردد.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ!


این تاپیک متعلق به @blue lady می‌باشد؛ از ارسال اسپم در آن خودداری نمایید.


°• مدیریت تالار ادبیات •°
 
گفتی همه چیز درست میشه اما اگر وضع بدتر از قبل بشه چی؟
میترسم! نکنه خوشی‌هام واقعا دودبشن برن هوا و این غم برای همیشه بمونه. حرفی که امروز روی موتور زدی میدونستم دروغه که قرار وضعیت عادی بشه اما بازم بهم امید داد. این که گفتی نازنین نگران نباشیا! غصه نخوریا درست میشه، زیباترین جملات عمرم بود. انقدر سخت بود که از یه دوره به بعد سعی کردم احساساتم رو نابود کنم. دیگه حتی اگه یه نفر جلوم جون بده طوری رفتار میکنم که انگار نه انگار. اما میخوام به تو این رازو بگم پشت این ظاهر خون سردم پر از درده که تو تنهایی خفم میکنه. میگم خوبم اما دارم از هم میپاشم. میخندم و داداشمو به خاطر این که احساساتشو نشون میده مسخره میکنم ولی اون ازون درد با گریه پیشم نجات پیدا کرد اما من گوشه قلبم حبسش کردم تا همیشه عذابم بده. حقیقت اینه که واقعا خوشحال نیستم. واقعا حالم خوب نیست. فقط دیگه برام این همه رنج عادی شده. شاید فردا وقتی ببینمت بازم بخندم پس بازم به دیدنم میای؟ فقط شنیدن حرفای تو ارومم میکنه...
وقتی امروز دیدم چه بلایی سر چهرش اومده فقط میخواستم تو بیای تا غم روشونه هاشو باهم برداریم چون برام سنگین بود تنهایی از پسش برنمیومدم و زمانی که ناامید بودم اومدی... دقیقا مثل همیشه. مرسی که با بودنت تنها کس لحظات پر دردم شدی.
به(par)
 
آخرین ویرایش:
منم حدی دارم...
چندبار باید غرورم فقط به بهانه‌ی دروغین دوست داشتن نابود کنم?
چرا دقیقا زمانی که فکر میکنم کمی حالم بهتره باعث میشی دوباره و دوباره قلبم از درد و غم رفتارهای احمقانت پژمرده بشه؟
من بارها بارها سعی کردم خودم رو از زندگیت حذف کنم و تو رو از زندگی خودم اما چرا هی شکست میخورم؟
شاید این بار اخرین معذرت خواهیم به تو باشه پس منو ببخش که به دنیا اومدم تا کنارت خودم فرض کنم و بدون که فقط فرض کردن باقی میمونه و من دیگه هیچ وقت قرار نیست ازین لحظه به بعد تورو برای خودم بدونم.
داشتم سعی میکردم دیگه به این جمله فکر نکنم اما نذاشتی، کاشکی بمیرم که فقط درمان دردم مردنه.
به(son)
 
آخرین ویرایش:
فکر میکردم بلاخره یکیو پیدا کردم که قرار همه کسم باشه حاضر بودم به خاطر اون از همه متنفر بشم حتی عزیز ترین کسم و این کار رو هم کردم اما الان میفهمم که همه‌اینا فقط یه فریب دلپذیر بود گاهی طوری کنارم میموند که فکر میکردم امادم تا دنیا بهم پشت کنه چون اون پشتمه. فهمیدم دروغه. گاهی احساسات ادما میتونه دروغترین دروغ دنیا باشه. واقعا تنهام این که حتی کسیو ندارم تا تو بقلش زار بزنم بگم اون الان برام جایگزین پیدا کرده خیلی زود داره فراموشم میکنه این نامردیه اونم زمانی که من هنوز فکر میکنم قلبم از دوست داشتنش دست برنمیداره. متنفرم از همه ادمای دورم حتی خودم. چرا زمانی که فکر میکردم دارم تزش متنفر میشم برگشت؟ برگشت و دوباره این قلب احمقو امیدوار کرد که دوست داشته میشه توست فردی که دوستش داره.
به (son)
 
ادم حزومزاده مغرور. به خودت بیا حالیته چیکار داری میکنی. زندگی چند نفرو تباه میکنی. حالم ازت بهم میخوره بهتره خودتو جمع جور کنی قبل از این که چشای کورتو ازون خودخواهیت باز کنی و ببینی همه به پای خودت نابود کردی.
واقعا فکردی کسی ای؟ هوا ورداشته تورو؟ نه اینا همش نقشه بود اما گند خورد به همه چی، همش معکوس جواب داد اما مطمئن باش اگه زندگیمو نابود کنی خودتم نابود میکنم. اگه بیشتر از حدت بگذری میشم اون بی ابرویی که ازش میترسیدی و بدون که من برای نابود کردت به هر روشی از هیچی نمیترسم حتی به قیمت جونم.
بسه که انقدر زندگیمو داری سیاه میکنی. واقعا؟ خورشیدی؟ قرصاتو خوردی روانی حالیته چی بارمون میکنی؟ خودت بگو تا کی قرار توی نفرت انگیزو فقط به خاطر اون تحمل کنم؟ نذار صبرم تموم شه که از ذاتی که میگی باخبر نیستی همین ریشه هایی که گفتی خفت میکنن.
یا بمیر یا ادم شو
به soh
 
عقب
بالا پایین