ترسناک آنابل،جن، زامبی

نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,034
پسندها
پسندها
8,012
امتیازها
امتیازها
454
سکه
7,386
img_767f3a6a_1787062400.jpg
 
- افسانه زامبی | Zombie Legend
🐈‍⬛- در سنت هائیتی و همینطور برخی قبایل غرب آفریقا، زامبی را جسدی متحرک و بدون روح میدانند که توسط یک کاهن " وودو" یا " بوکور " به حرکت در آمده است. انسان شناسان و اتیمولوژیست ها [زبان شناسانی که به ریشه ی لغات می پردازند]، بر این باورند که این کلمه از " نزامبی " [Nzambi] ، یکی از الهگان غرب آفریقا نشات گرفته.

🐈‍⬛- برای این پدیده توضیحات طبیعی هم ارائه شده است. یکی از این نظریات، به طرح این فرض می پردازد که شاید زامبی ها انسان هایی عادی باشند که زنده زنده مدفون شده اند. در این فرضیه، گفته شده که ممکن است کسی در اثر خوردن برخی گیاهان سمی منطقه، به حالتی شبیه مرگ دچار شود، در حالیکه واقعا نمرده است. البته این گیاهان معمولا مرگ آورند، اما در موارد نادر، فرد ممکن است بعد از خوردن شان زنده بماند. در این وضعیت، او از تمام آنچه در اطرافش میگذرد اطلاع دارد و حتی مراسم تدفین خود را به وضوح به یاد می آورد.

🐈‍⬛- اگر اکسیژن به فرد زنده به گور شده برسد ممکن است بعد از دو روز از حالت بی هوشی بیرون بیاید. برخی کاهنان با سوءاستفاده از این فرصت، حافظه ی فرد را با داروهای توهم زا پاک میکنند و او را به حالتی خلسه مانند فرو می برند. به این ترتیب، فرد بیچاره به یکی از بردگان کاهن تبدیل میشود و هر عملی را که بوکور از او بخواهد، انجام خواهد داد. به همین دلیل این فرایند یکی از وحشتناکترین تصورات برده های آفریقایی بود که روح و جانشان را به لرزه در می آورد، چرا که فکر میکردند پس از زامبی شدن، بردگی آنها به دنیای بعد مرگ هم کشیده خواهد شد و تا ابد آنها را برده ی آن فرد تبدیل خواهد کرد.

🐈‍⬛- در میان باورمندان به جادوی وودو این باور خرافی وجود دارد که بوکور با تسخیر روح در گذشتگان، آنها را تبدیل به زامبی میکند. همین طور این باور خرافی که یک جادوگر میتواند با زامبی کردن یک مرده، روحش را در دنیای اثیری به تسخیر خود درآورد و در اختیار بگیرد. در برخی مناطق، بازماندگان متوفی برای جلوگیری از زامبی شدن او خنجری را پیش از تدفین در قلبش فرو برده یا سر او را از تنش جدا میکنند.


 
#جن >>

1 - ﺟﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭﯾﺴﺖ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﻌﻮﺭ؛ ﻭ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻏﯿﺮ ﺍﺭﮔﺎﻧﯿﮏ ؛ ﮐﻪ ﺍز ﻟﺤﺎﻅ شأن ﻭﺟﻮﺩﯼ ؛ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﺟﺎﯼ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﯾﻮ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺮﺏ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﻦ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻻﺗﯿﻦ نام جین یا دِمون ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ جن ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ؛ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ؛ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺱ ﻣﺎﺳﺖ!


2 - ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺟﻦ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ؛ ﺍﻋﺠﺎﺏ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ، ﻋﻨﺼﺮ ﺍﺻﻠﯽ ﻭﺟﻮﺩﯼ ﺟﻦ ﺁﺗﺶ ﺍﺳﺖ ﻭﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﺧﺎﮎ ؛ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎﺭﺑﺎﭘﺎﭘﺎ ؛ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ . ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺁﻥ ؛ﺟﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﻋﺖ ﻧﻘﻞ ﻣﮑﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ . ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺜﻼ ﻇﺮﻑ پنج ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﯿﻦ ﻻﻫﻮﺭ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ!


3 - ‏ﺟﻦ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺳﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﻭﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﻓﯿﺰﯾﮑی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻔﺮﺩ ؛ﻗﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ؛ﻭﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺴﮑﻦ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺯﯾﺮﺍ ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﮔﺮﻣﺎ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﻮﺭﺍﻥ ﺑﺮ ﺍﻭ ﮐﺎﺭساز ﻧﯿﺴﺖ . ﺟﻦ از ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ ؛ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺟﻦ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺻﻨﻌﺖ ﻭ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ؛ ﻭ ﺷﻬﺮ ﻭ ﮐﺎﺷﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻮﻩ ﻭﺟﻨﮕﻞ ﻭ ﺩﺷﺖ ﺍﺳﺖ!


4 - ﺟﻦ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎن!
 
- عروسک #آنابل >>

- مادری یک عروسک از مغازه دست دوم فروشی برای دخترش که دانشجوی پرستاری بود به عنوان هدیه تولد خرید.

- دختر که نامش دُنا بود عروسک را خیلی دوست داشت و در آپارتمان مشترک خود و دوستش آنجی نگهداری می‌کرد، اما خیلی زود ماهیت عجیب عروسک برای آن‌ها آشکار گردید و اتفاقات عجیبی برای آن‌ها رخ داد.

- عروسک آنابل در ابتدا کار‌های کوچکی مانند تکان دادن دست‌هایش و افتادن از روی صندلی به زمین انجام می‌داد که دُنا و انجی می‌توانستند آن را توجیه کنند.

- اما کم‌کم این حرکات افزایش یافت تا جایی که این عروسک کار‌هایی انجام داد که از توجیه به دور بود و طولی نکشید که امور از کنترل خارج شد.

- لو نزدیک‌ترین دوست دنا و آنجی نسبت به عروسک بدبین بود و حس می‌کرد این عروسک توسط روح تسخیر شده است، اما آنجی و دنا به حرف‌های او گوش نمی‌دادند و می‌گفتند این فقط یک عروسک است.

- تا اینکه داستان وحشتناک‌تر از تصورات دُنا می‌شود. دنا و آنجی گاهی با جابه‌جایی وسایل خانه روبرو می‌شدند و گاهی نیز نامه‌هایی را با دست‌خط بچه گانه یافت می‌کردند.

- یادداشت پیامی متفاوت داشت، «به لو کمک کن» و «به ما کمک کن». اما گمان نمی‌کردند کار عروسک باشد تا روزی که دنا متوجه خون روی دست‌های عروسک شد، عروسک در جای خود روی تخت قرار داشت، اما لکه‌های قرمز روی دست‌هایش نظر دنا را جلب کرد او به طرف عروسک رفت و دریافت مایع قرمز رنگ از درون خودِ عروسک بیرون می‌آمد.

- دیگر قضیه عروسک جدی شد و دختر‌ها از یک مدیوم احضارکننده روح کمک گرفتند. مدیوم بعد از یک جلسه احضار روح به آن‌ها گفت: جسد دختری به نام آنابل هیگینز در زیرزمین آپارتمان آن‌ها دفن است.

- روح آنابل با دیدن عروسک به آن علاقه‌مند گردیده و آن را تسخیر نموده است.
دختران با شنیدن داستان آنابل دلشان به حال دختر مرده سوخت و تصمیم گرفتند که عروسک را نگه دارند، اما داستان وحشت‌انگیزتری برای آنان اتفاق افتاد که مجبور شدند دوباره از کسی کمک بگیرند.

- روزی دوستشان لو به خانه آن‌ها آمده بود که شب از خوابی عمیق بیدار می‌شود، اما توانایی حرکت نداشت، لو به اطراف اتاق می‌نگرد، اما چیزی نمی‌بیند، پایین را نگاه می‌کند و می‌بیند آنابل پایین پایش ایستاده، عروسک به آرامی شروع به بالا رفتن از پایش می‌کند، از روی قفسه سینه‌اش می‌گذرد و بعد دست‌های عروسک دور گردن او قفل می‌شود و شروع به خفه کردنش می‌کند.

- لو پس از این اتفاق از هوش می‌رود و روز بعد به هوش می‌آید و نمی‌داند که این اتفاق کابوس وحشتناک بوده یا در واقعیت برایش پیش آمده است، اما روز بعد اتفاقی می‌افتد که او به وحشتناک بودن عروسک پی می‌برد.

- هنگامی که لو در اتاق آنجی بود صدا‌هایی از اتاق دُنا شنید در حالی که دنا اصلا در خانه نبود. لو فکر می‌کند کسی بی اجازه وارد خانه شده، اما متوجه می‌شود صدا مربوط به آنابل بوده است.

- لو به اتاق دنا می‌رود و عروسک را به جای آنکه روی تخت ببیند روی صندلی می‌بیند. لو هنگامی که می‌خواهد به سمت عروسک برود ناگهان کل بدنش فلج می‌شود و احساس فلج در منطقه قفسه سینه‌اش افزایش می‌یابد. لو به پایین پایش نگاه می‌کند و روی آن هفت اثر پنجه، سه ضربه عمودی و چهار ضربه افقی می‌بیند. لو با وحشت به اطراف خود می‌نگرد، اما هیچ کس را در آنجا نمی‌بیند و تنها چیزی که به ذهنش می‌رسد آنابل است.

- آثار خراش روی بدن لو را همه می‌توانستند مشاهده نمایند، اما این خراش‌ها در طی دو روز به شکل عجیبی خوب شد و دیگر اثری از آن باقی نماند در حالی که جای پنجه‌ها همگی داغ و سوزان بودند.

- بار دیگر دختران به فکر چاره افتادند و این بار از یک کشیش به نام پدر هگان کمک گرفتند. اما این کشیش به آن‌ها گفت: این موضوع مربوط به ارواح است و به قدرت بالاتری نیاز دارد.
آن‌ها با اِد و لورن زن و شوهری که مانند شکارچیان ارواح بودند، تماس گرفتند و به این موضوع پی بردند که عروسک روحی شیطانی و غیرانسانی دارد. این زوج اعلام نمودند که این عروسک تسخیر نشده، اما توسط یک روح کنترل می‌شود، زیرا اشیاء بی‌جان را نمی‌توان تسخیر کرد.

- اقدامات زوج وارن به موقع بود، زیرا اگرکار‌های آنابل ادامه داشت می‌توانست موجب مرگ یکی از اعضای آن خانه شود. این زوج معنویت فضای خانه را با کلمات بالا بردند که شامل هفت صفحه جملاتی بود که طبیعتی مثبت داشتند و مانع ورود شیطان به خانه می‌شدند.

- آن‌ها عروسک آنابل را برای نگهداری به موزه خود بردند و برای جلوگیری از حملات عروسک آنابل روی آن آب مقدس ریختند، زیرا این خانواده می‌گویند زمانی که عروسک را با خود بردند او اقدام به کشیدن ترمز ماشین و منحرف کردن فرمان آن نموده است، اما وقتی روی آن آب مقدس ریخته، به نظر کارساز بوده است.
 
- عروسک آنابل حالا در موزه اِد و لورن وارِن داخل یک جعبه شیشه‌ای با هشدار «باز نکنید» نگهداری می‌شود .
 
عقب
بالا پایین