دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع دستان
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشته‌ها
نوشته‌ها
236
پسندها
پسندها
6,928
امتیازها
امتیازها
298
سکه
933
°°•°°به نام یزدان نیک‌خواه°°•°°​

img_3f20a99f_1781260970.jpg


ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﯾﮏ جایی و به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمی‌گردد.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ!​


این تاپیک متعلق به @فاطیما تانیا می‌باشد..
از ارسال اسپم در آن خودداری نمایید.


°• مدیریت تالار ادبیات •°​
 
مامانی جونم، سر یه سلام، ارزشش رو داشت؟

کیمیا، ثمین، یلدا
مخصوصا تو ثمین
از هر سه تاتون متاسفم
از ته ته ته دلم میگم
هیچوقت فراموشتون نمیکنم
تقصیر من نبود... منم نمیخواستم اینجوری بشه
منو ببخشین چون من خودمو نمیبخشم
 
I want to cry, but princesses don't cry; that's why I don't cry.
 
مامان باورم نمیشد یه روز بخوای بخاطر کاری که باهام کردی، خوشحالم کنی تا یادم بره
اما اینبار، بار اشتباهی رو انتخواب کردی
درسته خیلی ذوق کردم به خاطر این کارت، اما نمیتونم خودمو راضی کنم
امیدوارم درک کنی
 
خواب دیدم منو با دوستمو دزدیدن بردن آم+ریکا تا نتونن نجاتمون بدن
یعنی تو خوابم شانس ندارم
حداقل میبردم کره‌ای ژاپنی

فردا نبودم بدونین دزدیدنم چون این دومین باری این ماه خواب میبینم دزدیدنم
 
این همه گفتم مدرسه چیه فلان چیه هفتم وزنه و اینا
با اینکه ساعت ۲ و نیم خوابیده بودم ۶ پا شدم
من آدمیم که قبل خواب بگم ۷ میرم فلان جا ۶ بیدارم با بگم ۱۰ میرم، ۹ بیدارم
اما فقط جاهایی که براشون ذوق داشته باشم
ایشالا که خیره
 
خب میخوام دفترچمو با خاطرات طنز پر کنم
 
پیام صوتی پخش در مرورگر
پیام صوتی پخش در مرورگر
 
پیام صوتی پخش در مرورگر
 
نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو...
y_s_k_k شماها تا ابد تو قلبم جا دارین
همکلاسیای عزیزم
شیشم بهترین سال زندگیم بود
هنوزم خاطراتمون یادمه
باورتون میشه هنوزم با یاد اون روزا گریم میگیره؟
عاشقتونم
 
عقب
بالا پایین