نتایح جستجو

  1. Mah.sa

    فراخوان فراخوان جذب گرافیست | 1405

    سلام و وقت بخیر لطفا با بنده و @فرزانهـ گپی با عنوان " تست گرافیست| نام کاربری" بزنید.
  2. Mah.sa

    اطلاعیه اطلاعیه اعلام و درخواست مشاور -1405

    سلام و درود مشاور شما @عجیبه خانوم لینک تاپیک مشاوره https://forum.cafewriters.xyz/threads/46572/
  3. Mah.sa

    مشاوره فعال مشاوره علائم نگارشی و ویرایش| عجیبه خانوم

    نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند اما مشاورین، پیمانکاران رمان، داستان و آثار مهم می باشند! - نویسنده عزیز لطفا با مشاور خود نهایت همکاری را داشته باشید. - در صورتی که با مشاور همکاری نکنید و مشاور گزارش دهد، رمان شما تا زمان ارتقا، قفل خواهد شد. درخواست کننده: @. سیده نرگس مرادی . مشاور...
  4. Mah.sa

    اطلاعیه درخواست بنر و پوستر [به درخواست مدیران کافه]

    سلام گرافیست: @Mah.sa لطفا با گرافیست، بنده و @فرزانهـ گپی با عنوان " بنر | موضوع بنر " بزنید. [عکس، عنوان و متن مورد نظر را در گپ مربوطه ارسال کنید.]
  5. Mah.sa

    اطلاعیه | تاپیک مرخصی و استعفای گرافیستان |

    سلام با درخواست شما موافقت شد. موفق باشید. -118-"{}
  6. Mah.sa

    اطلاعیه درخواست بنر و پوستر [به درخواست مدیران کافه]

    سلام گرافیست: @دیدگانــــــــ لطفا با گرافیست، بنده و @فرزانهـ گپی با عنوان " بنر | موضوع بنر " بزنید. [عکس، عنوان و متن مورد نظر را در گپ مربوطه ارسال کنید.]
  7. Mah.sa

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    نوشته در موضوع 'ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/45425/post-494667 ۳ پارت جدید، فصل ۱۰
  8. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    «متأسفم، خانم رایلی.» و صاف و خشک ایستاد و راه ورودی را سد کرد. در حفاری‌های قبلی ایموژن می‌توانست هر جا که دلش می‌خواست برود. در حالی که با عصبانیت از مسیر شیب‌دار بالا می‌رفت چشمش به کیلب بکتِ خبرنگار افتاد که به دیوار آجری تکیه داده بود. او با حالتی که سرگرم‌شده به نظر می‌رسید به ایموژن نگاه...
  9. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    ایموژن مشغول تهیه فهرست تجهیزات و تدارکاتی بود که با هواپیما رسیده بودند. سرجوخه سایکس جعبه‌های چوبی را باز می‌کرد و انواع اسلحه و مهمات را میان دیگر مزدوران تقسیم می‌کرد. سایکس مدام به ایموژن زل می‌زد و سعی می‌کرد تحت تأثیرش قرار دهد. «هی دختر مو بلوندی تا حالا یکی از اینا رو دیدی؟» مسلسل دستی...
  10. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    فصل دهم در دو روز بعد خالی کردن تونل مسدود شده برای گروه خسته و تحت فشار، تبدیل به کاری دشوار شده بود. به‌نظر می‌رسید مصریان باستان به‌نحوی تونل طبقه سوم را با ساخت دیوارهای آجری، یکی پس از دیگری مسدود کرده بودند. این تأخیرها ترامل را بداخلاق و ایموژن را بی‌قرار کرده بود. از زمانی که او به...
  11. Mah.sa

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    It is for the overall well-being of the country ارتش واسه رفاه و امنیت کل کشوره. ارتش برای رفاه کلی کشوره. «امنیت» در متن اصلی نیست. You just need permission. فقط باید مجوزش رو داشته باشی. فقط کافیه اجازه داشته باشی. permission = اجازه، نه لزوماً مجوز Again, he made another huffy sound. او...
  12. Mah.sa

    در حال ترجمه ترجمه‌ رمان آرامگاه خدایان | مهسا ایزدی

    سال‌های زیادی بود که در سفرهای اکتشافی، شانه‌به‌شانه با او کار کرده بود. بارها بیش از حد لازم با او هم‌کلام شده بود و احمقانه باور کرده بود که نیتن احساسی بیشتر از هوس نسبت به او دارد. دیفان کارت جدیدی را برگرداند. تصویر شبیه پیچک، با سه شکوفه سرخ بود. «کارت پیچک‌های درهم‌تنیده. یه نفر دیگه مانع...
  13. Mah.sa

    اطلاعیه درخواست بنر و پوستر [به درخواست مدیران کافه]

    سلام گرافیست: @دیدگانــــــــ لطفا با گرافیست، بنده و @فرزانهـ گپی با عنوان " بنر | موضوع بنر " بزنید. [عکس، عنوان و متن مورد نظر را در گپ مربوطه ارسال کنید.]
  14. Mah.sa

    دفترکار گرافیست| mah.sa

    ●●● بنر هر روز یک سوال●●● ●●● متقاضی: @NOGHRE ●●● ●●● طراح: مهسا ایزدی ●●●
  15. Mah.sa

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین رباعی؛ چهار مصراع تا یک جهان حرف •

    آن دم که ز چشم خلق پنهان شده‌ام در دلشدگی‌های خودم، گم شده‌ام این رفتن من نه مرگ، که رازی دگر است چون قطره به بحر، محو و پنهان شده‌ام
  16. Mah.sa

    اطلاعیه درخواست بنر و پوستر [به درخواست مدیران کافه]

    سلام گرافیست: @نیلسا لطفا با گرافیست و بنده و @Espera گپی با عنوان " بنر | موضوع بنر " بزنید. [عکس، عنوان و متن مورد نظر را در گپ مربوطه ارسال کنید.]
  17. Mah.sa

    اختصاصی مناظره‌ی کیفی مترجمین انجمن کافه نویسندگان

    she would honor her father ❌ اِوری هم به پدرش وفادار می‌ماند» ✅ اِوری هم به پدرش ادای احترام می‌کرد» honor این کلمه به معنی ادای احترامه. توی پست قبلی هم که گذاشتی و جمله آخر رو ترجمه نکرده بودی این کلمه آورده شده بود. Maybe she could visit soon after the wedding. ❌شاید بتواند کمی بعد از...
  18. Mah.sa

    مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان کوتاه|دکتر آرش نوروزی ایران زاد

    اتمام مشاوره به دلیل عدم پاسخگویی نویسنده
عقب
بالا پایین