نتایح جستجو

  1. . سیده نرگس مرادی .

    ضعیف رمان ساکت نمی‌نشیند | سیده نرگس مرادی خانقاه

    توپ را بالا و پایین به حرکت در آوردم و نیز گفتم: «حاضری؟» نفس عمیقی کشید و با اعتماد به نفس کامل گفت: «آره.» توپ را به بالا هدایت کردم و با پوزخند گفتم: «اگه من بُردم باید تو، آشپزی رو به عهده بگیری و توی کارهای خونه به من کمک کنی. فهمیدی؟» لبخندی در کنج لبش پدیدار شد. «باشه.» هه! نمی‌دانست که...
  2. . سیده نرگس مرادی .

    ضعیف رمان ساکت نمی‌نشیند | سیده نرگس مرادی خانقاه

    ساکت به محمد خیره شدم تا بلکه واکنشش را ببینم. قرمه‌سبزی که درست کرده بودم را جلوی محمد گذاشته بودم تا او بخورد؛ اما او همچنان خیره‌ی بشقاب خورشت‌اش بود. «چیزی شده؟» محمد نگاهش را از خورشت گرفت و به من خیره شد. نگاهش جوری بود که انگار دارد با تردید در دلش حرف می‌زند. «نترس! من همیشه توی خونه‌مون...
  3. . سیده نرگس مرادی .

    ضعیف رمان ساکت نمی‌نشیند | سیده نرگس مرادی خانقاه

    بدون توجه به حرف‌هایم، باز دوباره هم خندید. چرا محمد آن‌طوری شده بود؟ بین خنده گفت: «وای خدا! قیافه‌شو ببین!» چشمانم دیگر گشاد شده بود. قیافه‌ام؟ «چیزی توی قیافه‌م می‌بینی؟» محمد خنده‌اش را خاموش کرد و گفت: «نه. بده اون لیست خرید رو خانم!» داشت مرا می‌پیچاند یا... . لیست را به دستش دادم و گفتم...
  4. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Asemoon

    بعد واضح‌تر توضیح نمیدی؟
  5. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Asemoon

    اوکی میتونی همون متن‌ها رو برام بفرستی و بگی کدوم‌شون؟
  6. . سیده نرگس مرادی .

    مشاوره فعال مشاوره علائم نگارشی و ویرایش| عجیبه خانوم

    برای علامت های نگارشی و املایی کمک میخواستم. @عجیبه خانوم
  7. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Asemoon

    اگر بگم که از هر دوش استفاده میکنم چیکار می‌کنی؟
  8. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Asemoon

    سلام چشم گلم⁦. فقط پرش لحن؟؟❤️⁩⁦♥️⁩✨
  9. . سیده نرگس مرادی .

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | شهریور ۱۴۰۵

    سلام یک پارت جدید. نوشته در موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/post-497311
  10. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    چشم‌هایش را بست و باری‌دیگر زمزمه کرد: «نمی‌دونم، نمی‌دونم! لعنتی، وقتی‌که نمی‌دونی چرا قضاوت می‌کنی؟» چشم‌های خود را که گشود، اولین قطره اشک مزاحمی در گوشه‌ی چشم‌هایش غلتید و بر روی تخت‌اش افتاد. «مامان رو جلوی خودم کشتی و تا یک‌سال نذاشتی جلوی هیچ‌کسی حرف بزنم!» قطره‌ی اشک مزاحم، صورت او را...
  11. . سیده نرگس مرادی .

    تسلیت ملیحه جان تسلیت 🖤🥀

    سلام، بهتون تسلیت میگم، خدا به خودتون و خانواده‌تان صبر و توفیق بده عزیزم :broken_heart: :black_heart: 952351097998_1
  12. . سیده نرگس مرادی .

    نویسندگان اعلام پارت گذاری | شهریور ۱۴۰۵

    نوشته در موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/post-496170 سلام دو پارت.
  13. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    اشک‌هایش را سریع پاک کرد و با قاطعیت گفت: «مَنه گیسو، نه عاشق شدم و نه تا حالا با کسی بودم که بخوام دلم رو به خاطر یک مرد ببازم!» هامین فقط مسخ‌شده، او را می‌دید و نمی‌دانست که دل گیسو از همه‌جا، به خصوص از مردها پر است. گیسو هم نمی‌دانست که چرا دارد با هامینی که شناختی از آن نداشت، حرف‌های دلش...
  14. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    «برای اینکه نقش پروفسور رو من بازی می‌کنم دیگه!» هامین متعجب می‌شود. «منظورتون رو متوجه نمی‌شم!» سرهنگ قذافی خنده‌ای کرد و پاسخ او را داد: «هامین پسرم، نقشه رو یادت بیار! نقش منم اون‌جایی بود که ناصر دنبال وکیلی بود که تمام کارهای شرکت هما رو انجام بده دیگه! قراره منم مثل این بازیگرا نقش بازی...
  15. . سیده نرگس مرادی .

    شعر °اشعار تک بیتی°

    این چه عشقی است که در دل دارم من از این عشق چه حاصل دارم
  16. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی خواننده مورد علاقه شما ؟

    امممم. مهستی، چاووشی کلا هرکی که آهنگاش خوشگل باشه می‌پسندم
عقب
بالا پایین