نتایح جستجو

  1. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه «رمان زوال‌نشان| ناظر:نرگس مرادی»

    سلام گلم، خیر مشکلی نیست⁦❤️⁩✨
  2. . سیده نرگس مرادی .

    تگ فرعی تگ فرعی | رمان گادیم

    سلام گلم، من ویرایش کردم مواردی که گفتی رو ولی یک چک کن و بهم بگو
  3. . سیده نرگس مرادی .

    مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

    «بشنو از نی چون حکایت می‌کند وز جداییها شکایت می‌کند»
  4. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی یه جمله برای گربه دم کوچه‌تون بنویس!

    خیلی دوستت دارم، خیلی نازی. :broken_heart:
  5. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ دلنوشته‌ی جاودانگی غم | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    مادر درد کشید و یک عمر او را بزرگ کرده بود، اما یاد نداشت که با فرزندش چگونه صحبت کند. صحبت مادر و فرزندی را! اما منی که مادرم مهربان‌تر از گلی‌ست، او را دوست دارم و من مدیون او بودم. مدیون زندگی کردن، مدیون پیدا کردن خودم، مدیون او و زحمت‌های او، مدیون همه‌چیز که گفتن دارد و نمی‌شود در کاغذ...
  6. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    تقه‌ای به در اتاق پدرش زد که با «بفرمایید» پدرش مواجه شد. لبخندی زد و وارد اتاق پدرش گردید. مانند همیشه وارد اتاق پدرش می‌شد، اتاق کلاسیک و با اصالتش، بوی چوب گردو و چرم را می‌داد. نور چراغ مطالعه، سایه‌ی روشن بر روی کتاب‌های قطور قفسه می‌انداخت. یک میز تحریر سنگین با جوهردان برنجی، یک صندلی که...
  7. . سیده نرگس مرادی .

    چالش چله ختم قرآن در چند ثانیه

    روز اول یک حمد+کوثر+توحید 952351097998_1 :coffee:
  8. . سیده نرگس مرادی .

    چالش 🕊یاد یاران سفرکرده جایزه سکه🕊

    وای بچه ها باور میکنین دیروز ختم رو گفتم یادم رفت اینجا اعلام کنم؟ روز چهارم رو که فرستادم. «روز پنجم» 952351097998_1 952351097998_1 :broken_heart:
  9. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان تلازم | ناظر: asemoon

    از ۱۱۵ چک شده و از پارت ۱۱۶ شروع کنید تا پارت آخر که ۱۲۳ هست چک کنید @آرامـــ؛
  10. . سیده نرگس مرادی .

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر: Asemoon

    سلام پارت جدید گذاشتم
  11. . سیده نرگس مرادی .

    متوسط رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    از آن‌سو، طهورا داشت گریه می‌کرد، دستی در شانه‌اش گذاشته شد. «چرا گریه می‌کنی طهورا جان؟» طهورا در بین گریه گفت: «به این خاطر که من از تو و سرهنگ، راز مهمی رو پنهون کردم.» آیلار اخمی از تجسس می‌کند. «تعریف کن ببینم ماجرا از چه خبره؟!» آب دهانش را فرو داد و آیلار در کنار او نشست. «بهتره از سرهنگ...
  12. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    لبخندی از لفظ«راپنزل»گفتن‌اش زدم و گفتم: «دست‌شویی بودم دیگه!» خندید و بعد خنده‌اش را جمع نمود و لبخندی در لب‌هایش تراشید و با همان لبخند به نیم‌رخم نگاه کرد و چیزی نگفت. من هم که دیگر چیزی نگفتم و به انگشترم خیره شدم. *** سبحان با خوشحالی، لبخندی به مهشید زد که لبخندی به هر دوی آن‌ها زدم...
  13. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی برای چاپ رمان اول‌تان چه معیارهایی دارید؟

    آنلاین در این انجمن عزیزم عاشقانه، درام و روانشناختی
  14. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی برای چاپ رمان اول‌تان چه معیارهایی دارید؟

    «زمانی دلم مدام بخواد و داستانم قوی‌طور بشه و رمانم خیلی خوب تونسته باشه، مردم رو جذب خودش کنه! البته هنوز دومین رمانم دیده نشده. بله، مجموعه رمان من باید بالا ۲۰۰ تا ۶۰۰ صفحه باشه. جستجو توی گوگل و مشغولیت ذهنی. سعی میکنم قلمی رو خلق کنم که هم قوی باشه هم مفید و هم انگیزشی و مفهومی چون همیشه...
  15. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی [ یک تیکه از آهنگ مورد علاقت ... ]

    دریا اولین عشق مرا بردی، دنیا دم به دم مرا تو آزردی...
  16. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی ●▪︎ ختمـ ِصلواتــ برای ِلنــا و آرامِشــ قَلبــ مامــان ِمهربونِشــ ▪︎●

    ۱۰۰ صلوات+ فاتحه امروز می‌فرستم. «ولی خدایا حق یک مادر، ترک کردن بچه‌اش نبود» 952351097998_1 :broken_heart:
  17. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «مرا هزار امید است، از خانم سیمین بهبهانی» https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/voices/voice_43b7f087f9_1787209956.webm
  18. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «شعر خواهی نباشم، از خانم سیمین بهبهانی» https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/voices/voice_c6e9ee23a0_1787209389.webm
عقب
بالا پایین