نتایح جستجو

  1. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/44825/post-455320 این خدمت شما. با مشاور صحبت کن تا توضیحات کامل رو برای ویرایش و سوالاتت بده. موفق باشی ♡
  2. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    یعنی مثلا نگو ناراحت بود یا خشمگین بود این میشه حالت گزارشی، ناراحتیش رو توصیف کن توصیف که کنی متن از حالت گزارشی خارج میشه. البته توصیف هم باید ملایم باشه نباید اغراق بشه
  3. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    سلام خواهش میکنم @Tiam.Rزحمت باز کردن تاپیک رو میکشی؟!
  4. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    نویسنده عزیز پیشنهاد می‌کنم حتما با یک مشاور در جهت ارتقای دلنوشتتون صحبت کنید. امیدوارم نقد برای شما مفید بوده باشه t-icon12
  5. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    جمع‌بندی نهایی منتقد 🌱 در مجموع، «بی‌جواب» با وجود ایرادهایی که از نظر ساختار، تکرار بعضی مضمون‌ها، شخصیت‌پردازی و پرداخت زبانی دارد، نشان می‌دهد نویسنده ذهنی خیال‌پرداز و احساساتی دارد و توانسته یک ایده‌ی نسبتاً ساده را به یک روایت چندبخشی تبدیل کند. مخصوصاً برای نویسنده‌ای در سن کم، انتخاب...
  6. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    ۵.ساختمان‌ جملات و انسجام این قسمت یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که باید روی آن کار کنی چون در قسمت‌های زیادی از داستان تقریباً یک الگوی تکراری داریم: یک اتفاق یاد مادر دلتنگی گریه یا سوال مثلاً: «با دیدن بیشتر آنها، یاد تو افتادم و دلم تنگ شد. بغضم ترکید و شروع به گریه کردم.» بعد دوباره...
  7. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    درود خدمت نویسنده‌ی عزیز. نقدبنده صرفا در جهت بررسی و ارتقای رشد نویسندگی شما نوشته شده و هیچ جنبه توهین آمیزی ندارد. ۱. عنوان عنوان «بی‌جواب» از نظر ارتباط با محتوای اثر انتخاب درستی است، زیرا هسته‌ی اصلی متن بر نامه‌هایی بنا شده که راوی برای مادرش می‌نویسد و پاسخی دریافت نمی‌کند. با این...
  8. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی نقد دلنوشته‌ی بی‌جواب | منتقد NOGHRE

    •°•بــــه نــــام یــــــزدان پـــاک°•° با سلام و عرض خسته نباشید دل‌نویس گرامی @گربه خاکستری=)) اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی دلنوشته و حس‌انگیزی نقد گردیده است. منتقد اثر شما: @NOGHRE لینک اثر: دلنوشته بی‌جواب ● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید! ●...
  9. قُقنــوس

    تسلیت چه دیر اومدی و چه زود رفتی لِنا کوچولو

    خواهش میکنم بگید که دروغه... این چیه که من دیدم الان؟ واقعا زبونم قفل کرده.. نمی‌دونم چی بگم هیچ کلمه‌ای نمی‌تونم بگم‌
  10. قُقنــوس

    اطلاعیه درخواست بنر و پوستر [به درخواست مدیران کافه]

    سلام درخواست بنر برای دفتر کار منتقد ادبی + تاپیک نقد
  11. قُقنــوس

    تولد خاله شدنمون مبارکککک 😍🐣💕

    عررررررروووووووسسسسسسس تو کدوم عرووووسیییییی
  12. قُقنــوس

    تولد خاله شدنمون مبارکککک 😍🐣💕

    عروسم اومددددد؟؟؟؟؟؟
  13. قُقنــوس

    چالش °• قلم بر لبه‌ی تیغ | همگانی •°

    آن روزها باردار بودم. هنوز بچه‌ام را ندیده بودم و تمام شناختی که از او داشتم، به چند تصویر سونوگرافی و تکان‌های گاه‌ و بیگاهش محدود می‌شد. با این حال، از همان روزها برایش آینده ساخته بودم. به لباس‌هایی فکر می‌کردم که قرار بود تنش کنم، به روزی که برای اولین بار صدایش را می‌شنوم و به لحظه‌ای که...
  14. قُقنــوس

    دفترکار دفترکار منتقد رمان | NOGHRE

    °•°به نام ایزد •°• ---- نقد رمان غایت وهم نویسنده: @سارابهار تاپیک:https://forum.cafewriters.xyz/threads/45906/post-483514 ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
  15. قُقنــوس

    اطلاعیه اعلام اتمام آثار ادبی | تالار ادبیات

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/44302/post-441360 درود، اتمام.
  16. قُقنــوس

    نظارت همراه رمان ققنوس خونین| ناظر:MELORIN

    سلام تا پارتی که دستبند رو دید چک شده
  17. قُقنــوس

    اطلاعیه اعلام اتمام مجموعه شعر | تالار شعر

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/43920/post-428478 سلام اتمام
  18. قُقنــوس

    پایان‌نقدوبررسی رمان غایت وهم ماهوا| منتقد: NOGHRE

    خیلی خوشحال شدم از اینکه نقد براتون سازنده بود. موفق باشی عزیزم
  19. قُقنــوس

    عالی رمان ققنوس خونین| نقره

    وقتی به کلانتری رسیدم، ماشین را درست و حسابی پارک نکردم؛ فقط کنار جدول نگهش داشتم و پیاده شدم. قدم‌هایم تند بود اما هرچه به ساختمان نزدیک‌تر می‌شدم، سنگینی عجیبی روی پاهایم می‌نشست. نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم به خودم مسلط باشم. سرباز جوانی که مشغول شیفت بود با دیدن من در آن ساعت جا می‌خورد، سپس...
عقب
بالا پایین