صدایی را از طبقه بالا میشنوم که وسیلهای به زمین میافتد و پشتبندش صدای دختری که در بالای پلهها ظاهر میشود.
«جونم ماه؟»
همزمان که پلهها را دوتا یکی پایین میآید موهای سبزچمنیِ کوتاهش صورت گرد و سفیدش را نوازش میکنند. چشمش به ما میافتد و با حیرت و نگرانی میگوید:
«ماه! چیشده؟ مامان بازم...