فرشته مرگ از روی اپن پایین پرید و گردن کج کرد شونهای بالا انداخت و بیخیال بشکن دیگهای زد. حالا توی خیابون بودیم دقیق یادمه کیف سامسونتی که برای مدرسه میبردم. سال اولی بود که قرا بود آزمایشی درس بدم توی مدرسه و همون سال اول اخراج شدم.
- یادمه یازده آگوست به خاطر یک اتفاق مسخره من رو اخراج کردن...