نتایح جستجو

  1. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/forum-media/audios/mus_b7ec6597_1779045478.mp3 مشت را گره زده‌ام که اسم تو را بر تمام خطوط این پاکت بنویسم. که اسمت همیشه و در ازل، در خاطراتم باقی خواهد ماند. آرزوهای ویران‌شده‌ام در پس این باقی خواهد ماند و تو نیز خواهی آمد!
  2. Nargess.khatoon

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    دفترم را باز می‌گشایم، چشمم برگه سفید را مشاهده می‌نماید. از داخل لیوان، خودکار آبی را برمی‌دارم و شعری از فروغ فرخزاد را با خط خوش می‌نگارم: - وقتی که زندگی من، هیچ‌چیز نبود! هیچ‌چیز به جز تیک و تاک‌های ساعت‌دیواری، دریافتم! باید، باید و باید، دیوانه‌وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچ‌کس نیست...
  3. Nargess.khatoon

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    مهسا: نمی‌دونم، میگه اسمش وحیده! شیما شوکه گردیده بود. وحید؟ وحید دیگر چه‌کسی است؟ شیما قبلاً آن‌طور کسی را نمی‌شناخت! مهسا لبخندی زد و نیز چشمکی زد. - شوخی کردم بابا! با همان دهان گشوده‌شده، به شیما نگاهی انداختم که او هم دست کمی از من نداشت. چی؟ مهسا داشت سربه‌سرمان می‌گذاشت؟ دستانم مشت گردید...
  4. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «عشق منع‌گشته» وقتی‌که به تو فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد ساعت‌ها به سقف زل بزنم و با خود بگویم: به رفتن و نرفتن‌هایت فکر می‌کنم! همه‌چیز می‌تواند به رفتن‌هایت بستگی داشته باشد! تو مرا در عشقی وابسته نمودی که شاید بعدها نتوانم آن را فراموش نمایم! عشق‌هایی که نسبت به تو داشتم را در دل خود نهان...
  5. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    (مغرورتر از آنم) مغرورتر از آنم که بخواهم بر تو و دیگران چیره شوم... خواهی و نخواهی، مرگ در میان ما انسان‌هاست! عشق و زندگی، بر تو تحمیل می‌گردد و این شگرف پدیدآمده همیشه بر ما مسلط می‌گردد. خوشحالم، از آن‌که این عشق پایداری دیگری را طی می‌کند. می‌گویم دیگر، مغرورتر از آنم که بر تو چیره گردم...!
  6. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    (سرنوشت یک پروانه) وقتی عاشق می‌شوی، دست خودت نیست؛ گاهی عشق و اعتقاداتت کار دستت می‌دهد. اوقات با خود می‌گویی که نمی‌توانی کاری برای عشق انجام بدهی؛ اما من می‌گویم: - من تو را تا ابد دوست خواهم داشت! با تمام عشقی که در سینه‌ام شعله می‌کشد، فراموشت نخواهم کرد! هرگز و هرگز! اما همچون مانند یک...
  7. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    (!به کدامین قصه؟) آخرش نفهمیدم به کدامین قصه باز آیم؟! شاید دارم آخرین لحظات زندگی‌ام را حس می‌کنم؟! بی‌حس‌بودن‌هایم را از نیامدن‌های انتظاری‌اش؟ به کدامین قصه باز آیم که مسیرش مدام دودلی است و این مرز دودلی، دلم تا گنجایش مغزم یکی نیست و نمی‌شود که کدام یک از آن‌ها را انتخاب کرد یا شاید هم به...
  8. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «این نوشته هنوز خالی است» نوشته‌ام که هنوز بیایی! حیرانم که هنوز نیامده‌ای! چرایش را نمی‌دانم، اما بسیار می‌دانم که اگر به‌سویت پرواز نکنم، به جنون خواهم کشیده شد. می‌خواهم به تو بگویم که: دنیای هیجاناتم دیگر کوچک شده است، حتی برای پیداکردن آن‌ها! لحظه‌های ذهنِ توخالی‌ام حتی برای نوشتن! می‌دانم...
  9. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    رهایم از این رهگذر بی‌عابر» دنیا دیدنی است؛ اما من این‌جام و او آن‌جاست! رهگذرانه از او می‌گذرم؛ اما کمی بعد می‌ایستم و به‌سوی او بازمی‌گردم، او نیست! کجا رفته است؟ ناپدیدی‌اش را به‌پای چه چیزی بگذارم؟ نمی‌دانم؛ اما بسیار می‌دانم که اگر به او خیا*نت بکنم، بر خودم خیا*نت کرده‌ام! یک خ*یانت...
  10. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «روزهای وهم، در پی خدا» تو را فراموش کردم، بدین‌سان این خان هشتم را هم رد کردم. زندگی‌ام را به خدای مهربان و بخشنده‌ام داده‌ام. همانی‌که به او خدای عزوجل می‌گویند. اگر او نبود، تا ابد محکوم به گناه می‌بودم و گناه می‌کردم. اگر به خود نمی‌آمدم، روزهای پایانی بدون او داشتم. به گنجینه‌های ذهنم...
  11. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «عشق مرهم می‌خواهد که ندارد» در زندگی دویدم و رفتم، اما هرگز نتوانستم به مقصد برسم! این زندگی مرهم می‌خواهد و مرهمش هم نگاشتن و رفتن است؛ همان چیزی که من به دنبال آن هستم! رفتن و حتی گذرکردن از نوع پستی و فرومایگی! می‌گذرم و می‌روم و حتی پشت‌سرم را نیز نمی‌نگرم! به‌قول جناب سهراب سپهری که...
  12. Nargess.khatoon

    اطلاعیه درخواست کاور تبلیغاتی [برای آثار نویسندگان]

    موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام درخواست کاور تبلیغاتی رو داشتم.
  13. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    نفس عمیقی کشید. - باشه، اما! کمی مکث کرد و نفس عمیقی کشید و نیز ادامه داد: - همین امروز رو همین جا باش تا تکلیفت رو روشن بشه! اخم کردم و چیزی نگفتم به طرف کیفم رفتم و آن را برداشتم و به یک آن تصمیم گرفتم که با شتاب از این عمارت گندیده بروم! هرچه سریع‌تر و با قدمی تندتر در را باز کردم که آرمان...
  14. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    کیفم را بر روی سرامیک عمارت گذاشتم و با لجبازی تمام، روبه آرمان گفتم: - من می‌خوام، لازم نیست از تو و امثال تو اجازه بگیرم! با خشم نگاهم کرد و سپس کیفم را برداشت و به‌سویی پرتاب کرد. - و تو هم حق خروج از این خونه رو نداری! اگر از گلیمت درازتر بکنی، به زنده موندنت رحمی نمی‌کنم! بغض کردم و او در...
  15. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    پوفی کشیدم و از سرجاهایم برخاستم و به‌سوی پنجره روانه شدم. - من هم نمی‌تونم بهش دروغ بگم! هنوز هم همان اخم‌های همیشگی‌اش را برپا کرده بود و من نیز منتظر بودم که مرا موعظه و نصیحت کند. نرجس‌بانو: آرمان، می‌دونم تو دروغ نمیگی و دوست هم نداری که دروغ هم بگی؛ اما خب گاهی‌اوقات یکم دروغ بگی هم بد...
  16. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «عشق ناکام» مشق امشب را بی‌تو خواهم خفت. در جفای روزگار، همیشه سکوت خواهم کرد! سکوتی که پایانش تلخ و ناکام باشد. تلخ، اما بی‌کام! بی‌صدا فریاد می‌زنم، حتی برای دست‌وپاهایم که هیچ تقصیری در این شگرف به وجود آمده ندارد! بغض می‌کنم و می‌شکنم! در تلاش، برای به‌دست‌آوردن عشقت هستم! پلک که می‌زنم، نو...
  17. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    «قلب سکندری قسمت دوم» مُهر غم به دل و جانم گذاشته شده است. نمی‌دانستم که عشق هم عالمی دارد. ویرانی‌های دلم، تقصیر دلم بود. نمی‌دانم، آیا دارم ادعا می‌کنم یا واقعاً عاشق شده‌ام؟! البته من که خیلی وقت است که دل باخته‌ام! خیلی وقت است! خیلی وقت! خیلی وقت است که سکندر-سکندر می‌آید و می‌شکند، اما...
  18. Nargess.khatoon

    پاکت نامه [ پاکت نامه اختصاصی Nargess86 ]

    مقدمه: «سرآغاز دل من، عشق سکندری: قسمت یک» در جایی که میان قلب‌ها باشد را جا گذاشته بودم. هنگامی‌که شنیده باشم عشق وجود ندارد و اگر دارد، باعث شکست عشقی می‌گردد، افتاده بودم! نه! دنیا به روال خود پیش می‌رود! به روال خودت که چه‌گونه آن را زندگی کنی! یاد بگیر چگونه بیاموزی نه آن را به‌ظاهر حفظ...
  19. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    بایستی قطع می‌کردم تا فرهاد را مورد قضاوت انم آب دهانم را می‌بلعم و دستان عرق کرده‌ام را با لباسم پاک می‌نمایم. - من دیگه برم که حسابی کار دارم! از خداحافظی کردن ناگهانی‌ام جا خورد و گفت: - باشه، فعلاً! تلفن را قطع کرده و لبه‌ی گوشی‌ام را به دهانم نزدیک نمودم. خیلی به فرهاد شک کردم که چرا چنین...
  20. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    نفس عمیقی سر دادم و نگاهم را به آرمان سوق دادم هنوز که هنوزه داشت نگاهم می‌کرد؛ آن‌هم با لبخند سرشاری از گرما و پر از محبت! سرم را به پایین سوق دادم. چگونه می‌توانستم به او و بقیه آدم‌های عمارت اعتماد نمایم در حینی که من مدام شک و دودلی را به خودم قبولانده بودم؟ نرجس‌بانو لبخندی برایم زد و...
عقب
بالا پایین