نتایح جستجو

  1. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۷ |hary

    عه توام اینجایی که Watermelon سلام رفیق مخ‌زن‌شناس بریم یکم سوالای داغ بپرسم ۱- بگو بینم دوست داری همسر آیندت چه شکلی باشه و چه خصلت‌هایی رو دارا باشه؟ ۲- یکی از باحال‌ترین خاطره‌هات؟ ۳- یکی از بدترین سوتی‌هایی که دادی؟ ۴- رد دد یا جی‌تی‌ای؟ 15cb28_25512 ۵- آخرین آهنگی که گوش دادی؟ ۶- فیلم یا...
  2. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    آقای نمونه ما سنگین‌تر از اینا میتونیم مخ‌زنی کنیما.. ولی خب اینجا جلو بزرگ‌ترا دست و بالمون یکم بستس نمیشه اونا رو نوشت Watermelon
  3. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    خانم میدونستی فلسفه‌ی فاصله‌ی بین انگشتای دستت چیه؟ که اونا رو با انگشتای من پر بکنی smilies
  4. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب مثنوی؛ از روایت تا حماسه •

    •○°●‌| به نام خدای داستان‌های منظوم |●°○• درود به همراهان تالار شعر 🌿 به کارگاه تمرین قالب مثنوی خوش آمدید. در این کارگاه تلاش می‌کنیم قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چگونه با استفاده از قافیه‌های مستقل، داستانی روان و روایتی تاثیرگذار یا اندیشه‌ای عمیق را در قالب مثنوی به شعر تبدیل کنیم. در این تاپیک،...
  5. (SINA)

    آموزش میراث هزارساله‌ی واژه‌ها؛ آموزش قالب‌های شعر فارسی | • اختصاصی کافه نویسندگان •

    🌿 آشنایی با قالب مثنوی 🌿 مثنوی یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین قالب‌های شعر فارسی است. این قالب به دلیل آزادی در قافیه بهترین انتخاب برای سرودن شعرهای بلند، داستانی، حماسی، عرفانی و آموزشی به شمار می‌رود. بزرگ‌ترین آثار ادبی ایران مانند شاهنامه‌ی فردوسی، مثنوی معنوی مولوی، خمسه‌ی نظامی و...
  6. (SINA)

    همگانی [ نبودنت حس شد ]

    @تاجِرِ غَم کجایی شوتی سوار @یاسمن بهادری
  7. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    در تمام مسیر، شهر مثل همیشه در جریان بود. ماشین‌ها از کنار هم عبور می‌کردند، مغازه‌ها کرکره‌هایشان را بالا کشیده بودند و مردم بی‌آنکه بدانند در ذهن من چه می‌گذرد، سرگرم زندگی خودشان بودند. وقتی به خانه رسیدم، اولین کاری که کردم این بود که دفترچه‌ی یادداشتم را روی میز گذاشتم. کتری را روشن کردم و...
  8. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    مشغول یادداشت کردن توضیحاتش شدم. همه چیز دقیق، منظم و مطابق چیزهایی بود که سر کلاس خوانده بودیم؛ تا اینکه صدای باز شدن در از پشت سرمان آمد. مردی با لباس خدماتی وارد شد؛ چرخ حمل پسماند را هل می‌داد و زیر لب چیزی را با خودش زمزمه می‌کرد. تا چشمش به کریمی افتاد، قدم‌هایش را آهسته‌تر کرد: «مهندس...»...
  9. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    نگاهی به من انداخت و لبخند دوستانه‌ای زد: «سلام.» لبخندی کوتاه زدم: «سلام.» دستش را به سمتم دراز کرد: «من کریمی هستم. مسئول جمع‌آوری و انتقال پسماندهای بیمارستان.» دست دادیم؛ برخلاف بیشتر کارکنانی که تا آن لحظه دیده بودم، چهره‌اش خسته به نظر نمی‌رسید. مسئول بخش خدمات نگاهی به ساعتش انداخت: «خب...
  10. (SINA)

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    کیک چند لایه رنگارنگChador
  11. (SINA)

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    گاهی وقتا می‌خوایم بنویسیم واقعا داریم به چی فکر می‌کنیما اما تایپ نمی‌کنیم یا تایپ می‌کنیم و حذفش می‌کنیم چون نمی‌خوایم نمیخوای‌م اون چهره خوب و امیدوار و پر نشاط و مثبت، خراب بشه
  12. (SINA)

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست و دریافت مدال]

    درود درخواست مدال نفر اول مسابقات برای @asal~ نفر دوم مسابقات برای @.YEGANEH. و نفر سوم مسابقات برای @مسافر بینام
  13. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده هفتم مسابقه @اقیــانــــــوس عزیز «چله‌ی ابدیت» شب است و تیره، جهان در سکوت سنگینی‌ست فغان باد در این دشت، روضه‌ی چینی‌ست میان خیمه، من و بغض کهنه‌ی پولاد که بازتاب تنم در خم آن می‌بینی‌ست فردا منم و وسعت این تیر بلاکش که تقدیر زمین در تپش دست...
  14. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده ششم و نفر سوم مسابقه @مسافر بینام عزیز شبِ واپسین (از زبان آریوبرزن) امشب به گوشِ کوهستان، نجوایِ راز آورد باد از نفسِ فردا، بویِ تلخِ آغاز آورد خفته‌اند یاران و من از خوابِ خود گریزانم شب در میانِ چشمانم، هراسِ پرواز آورد من نه از تلاطمِ تیغ...
  15. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده پنجم مسابقه @حیات۰ عزیز لحظه مرگ سهراب در واپسین «اسم خونابه مرگ» خون می‌تپد بر پیکرم، رقصی چنین در خون به پا میراثِ نبردِ من و توست، این لعلِ غلطان در فضا پدر چرا دستانِ تو، در لرزه افتاده‌ست؟ از سوزِ خاک است این لرزه، یا گرمیِ رنجِ ولا؟ من...
  16. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده چهارم و نفر دوم مسابقه @.YEGANEH. عزیز «آخرین شب آذرمیدخت» به بامِ خسروان روزی مرا خورشید می‌خواندند فلک بر آستان تختِ زر، تعظیم می‌آورد به نامِ داد، فرمان در سراسر مُلک می‌راندم که عدل از سایهٔ تاجم به هر اقلیم می‌گسترد نه بیم باد حادث بود...
  17. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده سوم @بی صدا عزیز «فرهاد به شیرین برسان» جان بیا امشبی از فکر، تو آزادم کن و در این حجره‌ی غمناک ملاقاتم کن از همان لحظه‌ی ننگین خبر آمدنت داغ دارم تو بیا لحظه‌ای خاموشم کن ز تمنای تو، من تیشه به این کوه زدم حال جانا تو بیا یک دفعه آوارم کن...
  18. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده دوم و نفر اول مسابقه @asal~ عزیز ( محراب دُر رویین تن) ( شعر از زبان اسفندیار گفته شده است.) امشب، شب وداعِ من و آسمان من است امشب، سکوت، هم‌نفس استخوانِ من است فانوسِ ماه، لرزه به دامانِ شب فکند گویی که بیم، میهمان آستانِ من است بر زره گران،...
  19. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• در ادامه، آثار ارسالی شرکت‌کنندگان این مسابقه به ترتیب منتشر خواهد شد. از تمامی عزیزانی که با ذوق، خلاقیت و قلم ارزشمند خود در این رویداد همراه ما بودند، تشکر می‌کنیم t-icon12 امیدواریم مطالعه‌ی این آثار برای شما نیز لذت‌بخش باشد. شرکت کننده اول مسابقه...
عقب
بالا پایین