نتایح جستجو

  1. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    در فقهِ فقیهانِ خرابات، حرام است هشیار کسی گر ببَرَد نام علی را • مهموم همدانی
  2. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    به کویت با دل شاد آمدم، با چشم تر رفتم به دل امید درمان داشتم، درمانده‌ تر رفتم
  3. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    چقدر غصه می‌خورم که هستی و ندارمت…
  4. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    صد بار گفتم می‌روم یک بار نشنیدم بمان یکبار گفتی می‌روم، صد قفله کردم خانه را
  5. حاج رضوان

    طنز مستر پرشین😎

    https://uploadkon.ir/uploads/b5e607_25VID-20250306-193522-401.mp4 یعنی الان چیکار بکیه؟😂
  6. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    سرزنش مى‌كنى مرا اما به گناهم دچار خواهى شد عشق وقتى تنيده شد به تنت سخت بى اختيار خواهى شد…
  7. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    نمی‌گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد ولى اى كاش می‌شد دست‌هايت مال من باشد پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی‌گیرم که مردم زنده از عشقند و من با عشق می‌میرم اگر چه من به یادت هستم و همواره می‌مانم ولیکن تو مرا از ياد خواهى برد، مى‌دانم...
  8. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    اگرچه عاشقان در عشق از من ایده می‌گیرند ولی چشـــمان تو راحـــت مــرا نادیده می‌گیرند
  9. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    من که خود صد داستان در سینه دارم، خسته‌ام خسته‌ام از عشق از این قصه‌ی تکراری‌اش تیشه را انداختم... از کوه برگشتم به شهر دلقکی گشتم که مشهور است شیرین کاری‌اش #یاسرقنبرلو
  10. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    ناگهان یک شب سراغم آمد و با خنده گفت: «نوشداروی توام» با طعنه گفتم: «زود نیست؟!» دیر شد، در من اگر هم شور و شوقی بود، مُرد دیر شد، این مرد، آن مردی که سابق بود، نیست #سجادرشیدی‌پور
  11. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    از کنارم‌ رد شدی یکبار، اما سال‌هاست دائما حس می‌کنم در قلب من جا مانده‌ای... ✍️امید صباغ نو
  12. حاج رضوان

    شعر مهاجر

    بسم‌ الله الرحمن الرحیم
عقب
بالا پایین