نتایح جستجو

  1. Nargess.khatoon

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام درخواست تگ رمان رو داشتم
  2. Nargess.khatoon

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    کمی مکث نمود و تجزیه و تحلیل کرد که چه کسی پشت خط است؟! اما به جایی نرسید. - شما؟ سانیا پوزخندی زد و نیز گفت: - رو هوایی سهند! منم سانیا، رفیق سپیده! با به یاد آوردن سانیا آن هم در سرای سپیده، «آهانی» گفت. - خب که چی؟ چی می‌خوای؟ نوچی می‌کند و می‌گوید: - ببین سهند، حوصله‌ی وراجی کردن‌هاتو ندارم؛...
  3. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    پدرش از این حرف طهورا کلافه شد و چشم‌هایش را بست. - طهورا‌، به من گوش بده! طهورا چیزی نگفت و به ادامه‌ی حرف‌های پدرش گوش سپرد. - خودت نظرت رو بگو! نظر تو برای من خیلی مهمه طهورا! طهورا نفسش را بیرون فرستاد و در حینی‌که به تخته نرد خیره میشد‌، گفت: - اصلاً مثبت نیست بابا! لبخندی در کنج لبان آقا...
  4. Nargess.khatoon

    نظارت همراه رمان در ریسمان اقیانوس | ناظر: یگانه

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/post-379338 سلام پارت جدید
  5. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    طهورا چشم‌هایش را محکم می‌بندد. فاجعه‌ی عظیمی برای او رخ داده بود. از آن طرف، خواستگار سمجش را باید رد می‌کرد و از آن طرف هم این پرونده‌ی منفور را باید به اتمام می‌رساند. خود را روی صندلی به چرم‌مانندش، اتکا داد و نیز گفت: - باشه! می‌تونی به جناب سرهنگ بگی؟ - از قبل گفته شده و سرهنگ به دلیل...
  6. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    دست آوینا را گرفت و نیز به او گفت: - آوینا، امشب که عروسی ما دوتا هست؛ پس بیا باهم فرار کنیم! آوینا دستش را محکم‌تر گرفت و در گوش‌اش عاشقانه گفت: - برای سربه‌سر گذاشتن بقیه و به‌خاطر تو، باشه! آرش بیشتر خود را به آوینا نزدیک کرد و باری‌دیگر خود را به آوینا نزدیک کرد؛ آوینا در کنار آرش، حس خوبی...
  7. Nargess.khatoon

    شاخص رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    سری تأسف تکان داد. - عشق باهات چی‌کار کرده بدبخت؟! دستم را بر روی میز کارم کوبیدم و سپس همانند شیر، غرش‌کنان گفتم: - به تو ربطی نداره! اون دختر هرچیزی که هست از تو و دخترت بهتره! لبخندی از جنس دلسوزی زد و گفت: - باشه؛ اما دختر من که پولدارترین مد و لباس جهانه! اون چیه که یک پاپاسی هم نمی‌ارزه...
  8. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    طهورا جدی شد و گفت: - پس اون پرونده رو به ستوان مصطفوی بده تا بلکه بهش نگاهی بندازم که بریم سر صحنه‌ی قتل. - باشه طهورا؛ فقط این‌که این قتل و جنایت رو سریع به اتمام برسونی. - باشه! تا یه ساعت دیگه، باید این پرونده دستم باشه. فهمیدی؟ ارغوان: باشه. چرا زود جوش میاری. من رفتم. خداحافظ. بدون توجهی...
  9. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    طهورا چشم‌هایش را محکم می‌بندد. فاجعه‌ی عظیمی برای او رخ داده بود. از آن طرف، خواستگار سمجش را باید رد می‌کرد و از آن طرف هم این پرونده‌ی منفور را باید به اتمام می‌رساند. خود را روی صندلی به چرم‌مانندش، اتکا داد و نیز گفت: - باشه! می‌تونی به جناب سرهنگ بگی؟ از قبل گفته شده و سرهنگ به دلیل کاری...
  10. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    دست آوینا را گرفت و نیز به او گفت: - آوینا، امشب که عروسی ما دوتا هست؛ پس بیا باهم فرار کنیم! آوینا دستش را محکم‌تر گرفت و در گوش‌اش عاشقانه گفت: - برای سربه‌سر گذاشتن بقیه و به‌خاطر تو، باشه! آرش بیشتر خود را به آوینا نزدیک کرد و باری‌دیگر خود را به آوینا نزدیک کرد؛ آوینا در کنار آرش، حس خوبی...
  11. Nargess.khatoon

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    خنده‌ای کرد و نیز گفت: - نه من می‌خوام برای این دختره‌ی سربه‌هوا از یک‌نفر اونو خواستگاری کنم! سانیا ابروانش را بالا می‌دهد. - منظورتون کیه؟ خسروخان نگاهی بر چهره‌ی مُستَمَع سانیا انداخت و نیز گفت: - منظورم خواهرته دیگه، مهنا! سانیا خوشحال شد که مهنا خواستگار دارد و نمی‌تواند روی حرف خسروخان...
  12. Nargess.khatoon

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    - فعلاً اسم این بازی رو گذاشتم انتقام تلخ و شیرین! انتقامی که فقط و فقط سرنگونی مهنا رو با شهاب می‌بینم پدربزرگ! خسروخان از شادی که در درونش برپا گشته بود، سر از پا نمی‌شناخت، قهقهه‌ای سر داد و مابین خنده گفت: - تو دقیقاً مثل خودمی دختر! فقط یک فرق بین من و تو هست، این‌که من برادر خودم رو با...
  13. Nargess.khatoon

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    نام رمان : گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) نام نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه. ژانر رمان: جنایی، پلیسی، معمایی، عاشقانه. ناظر: @.Mahsa خلاصه: من قاتلی ملقب به گادیم هستم. وقتی‌که می‌خواهی فردی باشی که دستت برای خطرناک‌ترین کار یعنی خون ریختن نشود، این است که آدم اجبارت می‌کند که به چنین قتلی...
  14. Nargess.khatoon

    اطلاعیه درخواست تگ فرعی | آثار تالار رمان

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام در خواست تنگ فرعی رو داشتم
عقب
بالا پایین