ده سال قبل
سن خوزه، کالیفرنیا
قرار بود کای گریه کند. او می دانست که قرار است گریه کند. در واقع همه میدانستند. اما چشمهی اشک او خشک شده بود. اگر اشک در چشمانش نیش می زد، به دلیل مه زدگی شدید اتاق پذیرایی سالن تشییع جنازه بود. غمگین بود؟ گمان میکرد غمگین است. اما او واقعا باید اندوهگین میبود...