صدایم بالاتر میرود، انگار واقعاً رو به رویم نشستهاست.
«چهقدر خوب نقشت رو با ضجّههای دروغین و غش و ضعفهای حیلهگرانهت بازی کردی. همهی ما رو به سادگی با نقشه پلیدت کارگردانی کردی، تا در انتها، همه هلهله کنان مشغول تماشای فیلم عروسیت شوند.»
عکس را محکم بر زمین میکوبم و فریاد میزنم: «چطور...