قاصدک چرخی زد
لـ*ـب حوض نشست
ماهی خونی خندان را دید
دل او لرزی کرد
برق عشق به چشمش افتاد
آماس شتابانی وزید
قاصدک را به آغوش کشید
با خودش برد به جایی دورتر
نه که از روی حسادت باشد
قصد او نیکخواهیست
من که از دور به تماشای عرصه بنشستم
نجوای آماس به گوشم برسید
«باورت گر بشود گر نشود
عاشقی هست،...
آیلا نظام دوست
آیلار نظام دوست
انجمنکافهنوسندگان
دلنوشته تراژدی
دلنوشته در حال تایپ
دلنوشته زیبا
دلنوشته عاشقاته
دلنوشتهی آیلا نظام دوست
دلنوشتهی نهفته در وجود
جفای دنیا
من در این دنیا، جفا دیدم ولی گویا ندیدم
بال و پر از من ربود این زندگی، بازم پریدم
در قفس نازک دلی دارم که باشد پاره پاره
این دلم از درد جانش هم ندارد حرف چاره
سوختم از غصه بازم حال من بهتر نمیکرد
آتشی سوزان اگر بودش که خاکستر نمیکرد
گریهها کردم ولی اشکی مرا مرهم نباشد
غصه با...
پناه میبرم به تو
پناهِ قلب کوچکم
قرارمان نبود گریز
ز کوچههای ناگریز
دهکدهی پلکهای خیس
به نیستی میکشد مرا
پلاک کوچهها که نیست
چگونه میجویی مرا؟
ز تو پیغامی نیست که نیست
516- چند نکته برای ساخت زبان خیالی مخصوص داستانِ خودتون!?
?• خب اول از همه باید دستور زبانهای مختلف و آواها رو توی زبانهای مختلف مطالعه کنید چون زبان ساختن یا مشتق کردن از زبانی بسیار اولش گیج کنندهست.
⚱• پس اول دستور زبان و نوع نوشتار زبان رو مطالعه و انتخاب کنید مثلا زبانی انتخاب...
شیشهی عطر شکست،
وقتی من،
رخ خود در آیینه دیدم.
چه سالها، چه سالهایی که من،
برای این شهر
باران شدم
تا غبارها را بشویم.
و حال تن پوسیدهی من را
هیچ مسافری یاد، نمی کند.
از روحم بی خبرم!
او همان سالها رفت
همان سالهای فراموشی
که اکنون نیز امتدادشان
در خط زمان هویداست... .
در میان استخوانهای یکدیگر آواز میخوانند و یک به یک هم دیگر را به اوج مرگ فرا میخوانند.
زندگیشان درد دارد و مهم نیست. این روزها چیزی مهم نیست. سردی میلههای اتوبوس، گرد و غبار تهرانِ عظیم و تمام زشتیهای منحنی به افکارشان!
گویی یادشان رفته در حفاظت کامل خدا هستند.
هین رها کن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی
آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان
آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای
صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو که معشوق تو کیست
عاشقستی هر که او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است
تابش...
سعدی قسمت آخر
صنوبر/مهتاب/ پروانه.....!!چند دلبری!!
صنوبر بانویی قد بلند بوده که سعدی از ایشان بنا به دلائلی خیلی خجالت می کشیده است:
شرم دارم که به بالای صنوبر نگرم!
یا:
سرو رفتاری، صنوبر قامتی
این صنوبر خانم در امور سیاسی دخالت داشته است.یک بار که ستاد زده بوده ،یا آرام نشسته بوده و هیچ...
وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن
به تمام جزئیاتش
به لبخند بین حرف هایش
به سبک ادای کلماتش!
به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش
به چشم هاش خیره شو!
دستهایش را به حافظه ات بسپار
گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که
حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند
? آخرین وضعیت راهها/ بارش برف و باران در محورهای ۲۱ استان
?سرهنگ احمد شیرانی، رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک راهور ناجا در گفتگو با مهر: ترافیک در محور کرج - چالوس حدفاصل تونل تکاور تا تونل امیرکبیر سنگین است، همچنین تردد در محور فیروزکوه، آزادراه تهران - شمال و آزادراه قزوین - رشت روان...