گاهی اوقات نویسندهها، منتقدها، ویراستارها و همهی اعضایی که توی نوشته شدن یه اثر تاثیر دارن، ممکنه حس کنن تلاشهاشون دیده نمیشه یا اگه دیده میشن هم اونجوری که دوست دارن از بقیه کاربرا بازخورد نمیگیرن، این تاپیکو زدیم که داخلش شخصی که آثارش مورد علاقتون بود رو تگ کنین و بهش یه جمله بگین.
اونی...
به نام خدا
نام داستان کوتاه: ضربان
نام نویسنده: @مَمّد
ژانر: عاشقانه، معمایی، علمی تخیلی
خلاصه:
عشق یا منفعت؟ تو کدام را انتخاب میکنی؟ اگر جای ما و در وضعیتی مشابه وضعیت ما بودی چه؟ آن موقع کدام را انتخاب میکردی؟ پیشنهاد من این است که برای جواب دادن به این سوال عجله نکنی و چند قدمی همراهمان...
خب سلام
نظر مثبتتون چیه یه داستان دسته جمعی بنویسیم هممون، منتها مدلش با داستانایی که تا الان هست، مثل همین تاپیک داستان گروهی و اینا فرق داشته باشه؟
مثلا اینجوری:
داستان درباره یه سرزمین کوچیکه، مثلا یه روستا با اهالیش،
بعد اهالی روستا ماها(کاربران انجمن) هستیم.
بعد قرعه کشی میکنیم یا حالا...
عنوان: سوگنامهای برای گرگ، روباه و خر
نویسنده: @مَمّد
ژانر: فانتزی، تراژدی
سطح: برگزیده
خلاصه:
در سرزمینی که حیوانات هم برای زنده ماندن باید نقشه بکشند، خیانت و فریب به شکل غریزه در میآید.
روایتی تلخ و فانتزی از گرگی باهوش، روباهی حیلهگر و خَری که شاید سادهتر از آنی است که باید باشد...
عنوان: تلکه
نویسنده: @_MmD_
ژانر: اجتماعی، عاشقانه
سطح: برگزیده
خلاصه:
در دل روزمرگیها، گاهی یک آرزو میتواند همهچیز را تغییر دهد.
«تَلَکه» روایتی است از دو رفیق و تصمیمهایی که بوی دود میدهند و دختری که هیچکس را بیتفاوت نمیگذارد.
قصهای پرکشش از انتخاب، وسوسه و لحظهای که ممکن است مسیر...
عنوان: مهلکهی خود ساخته
نویسنده: @_MmD_
ژانر: عاشقانه
سطح: برگزیده
خلاصه:
یک ملاقات مجدد برای آرام گرفتن دل، برای تسکین افکار معلق در ذهنِ مه آلود و برای یافتن پاسخی برای سوالهای بیجواب.
نقد داستانک "مهلکهی خود ساخته"
عنوان: کی مثل من؟
نویسنده: @_MmD_
ژانر: عاشقانه
سطح: محبوب
خلاصه:
ماجرای یک نامهی عاشقانه و جزئیاتش.
آیا شما دوست دارید که معشوق آن را بخواند؟ اگر نخواند چه میشود؟ یا اگر آن را بخواند و نفهمد که نویسندهی آن کیست؟ ببینیم که سرنوشت آن نامه و مخاطبش چیست.
نقد داستانک کی مثل من؟
به نام خدا
عنوان: یک بهمن خاطره
نویسنده: @_MmD_
ژانر: عاشقانه
سطح: محبوب
خلاصه:
یک مکالمهی ساده، میان یک روانشناس و یک شخص دربارهی یک بادبادک و یک بهمن خاطره!