نام اثر: هرشب، بینام
نویسنده: حدیث پورحسن
ژانر: جنایی | روانشناختی | عاشقانه
خلاصه:
بعضی صداها از خاطره نمیگذرند.
بعضی آدمها، هرگز واقعاً گم نمیشوند…
هر شب ساعت نه، صدایی در تاریکی پخش میشود؛ صدایی که انگار فقط برای او ساخته شده است.
اما آنچه مثل یک درمان ساده آغاز میشود، به کابوسی...
مرسده لبخندی محو و محترمانه زد، نگاهی به چهرهی بیحالت او انداخت و آرام گفت:
– روحش شاد…
رستمی پلکهایش را نیمه بست، گویی برای لحظهای میان گذشته و حال معلق مانده بود. بعد با لحنی که گرمایش هنوز لایههایی از اندوه در خود داشت، گفت:
– تصمیم گرفتم برای خودم یه کار و کاسبی راه بندازم؛ جایی مثل هتل...