همگانی باز چه دست گلی به آب دادی؟

سلام
حتی یه بار تو زندگی هر فردی اتفاق افتاده که این جمله معروف رو بشنوه
باز چه دست گلی به آب دادی؟
حالا می‌خواید دسته گلابی که به آب دادین رو برامون تعریف کنین?
تگ کنین
باتشکر?
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه بار مادرم یه ظرفی داد دستم و داخلش آش بود.
داغ بود از دستم افتاد رو فرش!
فرشمون ...
یه بارم رنگ داشتم میزدم. حواسم نبود با همون دست از جیب پالتوم یه چیزی در اوردم.. پالتوم...!(نگم براتون)
از اون لحظات به بعد هر ظرفی دستم میگیرم میگه
+‌معصومه فقط بفهمم انداختی زمین.. حواست باشه دیگه..



بله.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه بار مامان بابام رفتن بیرون غذا رو سپردن من حواسم بهش باشه منم خسته رفتم پا تلویزیون هیچی سوزوندم رفت به روی مبارکمم نیوردم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه بار مامانم داده بود من خورشت رو بپزم بعد من همیشه میبینم ابش کم میشه یه ذره اب میریزم (یهذره ی من یعنی یه کتری ابجوش ) هیچی دیه 8 ساعت این رو گاز بود هر یک ساعت یه بار من میرفتم سر میزدم میدیدم ابش کم شده میریختم ....
بعد 8 ساعت چشیدمش دیدم فقط مزه اب میده اون همه ادویه هیچیه هیچی:pesas:
دقیقا همون موقع مامانم اومد سر بزنه به خورشت بعد من جلوشو گرفتم گفتم هنو جا نیوفتاده:aiwan_light_preved:
خلاصه دیه وقتی درو باز کرد قیافه اشو دید فهمید باز چه دسته گلی اب دادم
:aiwan_light_lol2: :aplastao: :flamethrower2:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
هر وقت امتحانام و گند میزنم میام خونه با یه لبخند ملیح میرم پیش مادرم?به صورت خود به خودی میگه اشکال نداره دفعه بعد جبران کن
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
هربار که ازمون میدم مادرم میاد ومیگه هربار دسته گلای بیشتری به اب میدیا دفعه بعد جبران کن
ولی باز روز از نو روزی ازنو
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سوتی لفظی??‍♀️
اصا سوتی ندم نمیشه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
هچی...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

هیوم

کاربر حــامی
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,177
پسندها
پسندها
2,863
امتیازها
امتیازها
233
سکه
120
خیلی وقت پیش حدودا آخرهای شهریور با دوستم رفتیم بیرون یه چیزی بخوریم.
آقا ساعت داشت دیر می‌شد
من هی به ساعت نگاه می‌کردم می‌گفتم چرا نمیاره آخه!
از ترس کلی اتفاقـ
دوستمم با خونسردی میگفت چه اشکالی داره؟ نهایتش کلی توبیخ میشیم.
عشق این بیخیالیش شدم دیگه..
من از استرس، وقتی ظرف غذا رو آوردن به جای غذا دست گارسون رو گرفتم.



عمق فاجعه رو دریاب.
وای صورتم دیدنی بود.
خدایا اون روز رو دیگه نیار..
#افتضاح بود!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
خب،از کجا شروع کنم؟
رو فرشمون گواش آبی سورمه ای ریختم(حواسم نبود البته)
دیوارم و با گواش رنگ کردم.(بنده کمی دیوانه هستم.)
تو دوران ابتدایی،دست یکی از دوستام به خاطر من لای در گیر کرد(البته حواسم نبود)بدبخت همون لحظه دستش کبود شدااا!
 
عقب
بالا پایین